تبلیغات
دکتر صاحباری - دل نوشته
دکتر صاحباری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پاسخدهی سوالات رایج در مورد بیماری های روماتیسمی و شیوه درمان و عوارض آنها و راههای پیشگیری از عوارض و ابتلا به بیماری های شایع جامعه کنونی مانند آرتروز و پوکی استخوان می پردازد

مدیر وبلاگ : دکتر مریم صاحباری
نظرسنجی
وبلاگ پیش رو چقدر در پاسخ دهی به سوالات شما مفید است؟




شما دانشجوی من ، هیچ می دانی گاهی سخاوت و بزرگواریت را دورادور که می شنوم از احساس غرور و سرخوشی به خودم می بالم. دیروز بیماری از بیمارانم  موقع نسخه نوشتن به من خیره شده بود. من که تقریبا در خیلی مواقع نمی پرسم "داروی گرون بنویسم و یا خارجیشو میتونی بخری؟" چون می تونم جوابش رو حدس بزنم ، سریع مشغول نوشتن نسخه بودم که بیمارم آروم زیر گوشم گفت : می شه داروهامو زیاد بنویسین و از اون آمپولا هم به جای قرصم بنویسین (منظور متوترکسات تزریقی بود که بیمار باهاش راحت تر بود). نگاهی بهش کردم و پرسیدم اوضاع بهتره ان شالله ؟سرخی قشنگی به گونه اش دوید و آهسته گفت نه خانوم دکتر ، وقتی بستریم کردین یکی از دانشجوهاتون موقع مرخص شدنم گفت که پول نسخه هامو می خواد بده . سریع پرسیدم کی ؟ گفت : گفته اسمشو به هیچکی نگم! ازش پرسیدم چرا این کارو کرد؟ نگاهم کرد و گفت این قسمتش جدا از دکتر بودنش بود، خودش بود‼ اون درست می گفت، شاید چون فکر اغلب مردم اینه که کار مافقط تشخیص و  درمانه،  ولی تو فکر نمی کنی که خدا تورودر محیطی قرار داده که جدا از طبابتت می تونی از هر لحاظ ، از گوش کردن به درد دل مادری که بچش رو تخته تا لبخند زدن به بیماری که میدونی امروز ملاقاتی نداره ، تا گرفتن روزنامه برای مریضت که میدونی صبح ها سخت بلند می شه چون دیگه از اخبار و زندگی روزمرش دور مونده ، به راحتی محبت و انسانیتت رو نشون بدی و خودت رو هم راضی کنی. شاید اونی که تو این محیط نیست هیچ وقت نفهمه که همه ی آدم ها چه اونها که میشناسی، چه اونا که نمی شناسی ، چه اونایی که دوستشون داری چه نداری و چه خود خودت ، روزی با نگاهی و محبتی کوچک چه دلشاد می شن و تو از اونها شادتر. ما روی دیگه آدم ها رو می بینیم و گاهی روی دیگه خودمونو .





نوع مطلب : دانشجویان من، دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 2 آبان 1392
دوشنبه 5 تیر 1396 10:29 ب.ظ
You could certainly see your expertise within the paintings you write.
The world hopes for more passionate writers like you who are not afraid
to mention how they believe. At all times follow your heart.
دوشنبه 5 تیر 1396 05:26 ق.ظ
Wonderful blog! I found it while surfing around on Yahoo News.

Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Many thanks
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 12:36 ق.ظ
Great post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Very useful info specifically the last part :) I care for such information much.
I was looking for this particular info for a very long time.
Thank you and best of luck.
سه شنبه 16 اردیبهشت 1393 03:38 ب.ظ
سلام.کمک کردن به دیگران اونم وقتیکه پر از حس خلوص و مهربونی باشه به آدم حس زنده بودن میده.و وقتی کسی رو میبینی که انسانیت تو وجودش نفس میکشه امیدوار میشی به فرداهای بهتر.بیاید دعا کنیم خدا همیشه تو زندگی بهمون راه و وسیله ی کمک کردن به دیگرانو نشون بده.
دکتر مریم صاحباری
من رو هم شامل دعای خیرتون بفرمایید
جمعه 8 آذر 1392 09:09 ب.ظ
خانوم دكتر با خوندن این مطلب اشك تو چشمام جمع شد...:(
سه شنبه 5 آذر 1392 10:08 ب.ظ
واقعا حیفم میاد تو نوشته هاتون نظر نذارم...
واقعا آدم وقتی بعضی وقتا بعضی کارهارو میبینه، خیلی خیلی خوشحال میشه، وقتی میبینه هنوز انسانیت هست، هنوز افرادی هستن که یادشون نرفته از کجا اومدن و باید کجا برن...
هنوز هستن افرادی که "با دلشون میبینن"
من همینجا برای اون دانشجوتون و افرادی مثل ایشون، آرزوی داشتن بهترینهارو از خدا دارم...
ای کاش ما هم یادمون نره، و اگر یادمون رفته تلنگری برای یادآوری به وجود بیاد...
سه شنبه 21 آبان 1392 10:49 ب.ظ
سلام باهاتون موافقم...بیمار ها از بی اطلاعاتی دچار استرس میشن..نمیفهمن چه اتفاقی داره میفته حتی نمیدونن توی یه کشیک شلوغ و بعد 14-15 ساعت سر پا بودن بین تمام آدمایی که اونشب دیده تو بیشتر از همه براشون کار کردی..تو هم انتظار تشکر نداری ولی حداقل میخوای یکی اینو بفهمه..اون بیمار یا همراهیاش که از هزار جا تحت فشارن با برخوردشون گاهی ناراحتت میکنن و تو هم گاهی از کوره در میری..بیمار ها وقتی میان تو اورژانس شلوغ بیمارستان آموزشی مث اینه که ما رو همین الان ببرن وسط یه خیابون شلوغ ژاپن توی شب ول کنن!باور کنید همونقدر مات و بیقرارن..به نظرم ماها بزرگترین خدمتی که میتونیم به بیمارمون و همراهاش بکنیم همینه:توضیح دادن واطمینان بخشی یادمون نره اون فرد فقط یک کیس نیست..یه پدره یه پدربزرگه مادر یا خواهر و.. اونا برای خودشون صاحب شخصیت و احترامن...باور کنید اینطوری حتی اگه بیماری از دنیا هم بره میبینید که همراهیش حواسش هست تو شلوغی پیدات کنه و ازت تشکر کنه!
شنبه 18 آبان 1392 01:40 ب.ظ
خانم دکتر عزیز در این قسمت کامنت باسوالی در رابطه با مادرم که مریضتون هستن گذاشته بودم مثل اینکه پاک شده اگه اینطوره دوباره کامنت بذارم ؟ مممممممممممممنون از وقتی که میذارین ویه دنیا سپاس
دکتر مریم صاحباری
نه عزیزم جواب دادم گفتم راجع به ویتامین اضافه خوردن مطلبی رو وب گذاشتم كه برای مادرتون بخزنید نقش استرس خیلی زیاده و مطلب فیبرومیالژی رو هم بخونید
یکشنبه 12 آبان 1392 01:22 ب.ظ
سلام.
موافقم با دیدگاهتون. اصلا خیلی از مشکلات بیماران و همراهاشون به خاطر اهمیت ندادن به روح و روانشونه به خاطر ماشینی دیدن ماهاست. می دونید تو اون بیمارستانهای شلوغ و پر از درد و رنج حضور کسی که دیدگاهی ورای جسم به بیماران داشته باشه نعمت خیلی بزرگیه. من پزشکای زیادی رو تو سطوح مختلف تحصیلی و کاری میشناسم که واقعا با بیماراشون ارتباط خوبی برقرار میکنن و نتیجه خیلی خوبی هم میگیرن. توی رشته ما خودتون میدونید بیماری های مزمن و صعب العلاج یا لاعلاج زیاده و این خیلی مهمه که بتونی بیمار رو با همه شرایطش ببینی. بیمار از پیش ما که میره باید با یه دنیا مشکلات سوای بیماریش سروکله بزنه و پزشکی خوب و موندگار میشه که بتونه واسه این مشکلات بیمارشم یا راه چاره ارائه کنه یا حداقل اونا رو درک و همراهی کنه.
سه شنبه 7 آبان 1392 11:15 ب.ظ
ای کاش به جای اینکه برین بالا منبر خودتون هم گاهی بیاین پایینو عمل کنید
دکتر مریم صاحباری
شما مگه از خفای آدم ها خبر دارید كه اونها رو قضاوت می كنید؟ حتی خداوند هم برای قضاوت بنده هاش با صبر و حوصله عمل می كنه (متن دعای عرفه رو حتما دراین مورد خوانده اید ) . این مثل اینه كه من الان فكر كنم شما راجع به من بد فكر می كنید ولی در واقع شما وقت ارزشمندتونو گذاشتید و نظری برام نوشتید كه نشون میده از كسایی كه بی تفاوت رد شدند به این موضوع بیشتر اهمیت میدین و ممنونم از شما
دوشنبه 6 آبان 1392 10:35 ق.ظ
سلام بابت راهنمایی های مفیدتان سپاسگزارم مطلب رو خوندم و نهایت استفاده را کردم . با تشکر از اینکه وقتان را در اختیارمان قرار میدهید.

باسپاس
شنبه 4 آبان 1392 09:49 ق.ظ
خداقوت به پزشک دلسوزومهربان .من خیلی خوشحالم که تونستم شما رواز طریق سایت پیدا کنم و مشکلاتم رو با شما در میان بگذارم.میدونید خیلی از پزشکامون حوصله جواب دادن ندارن منی که تا حالا یه آسپرین هم مصرف نمیکردم دچار مشکل التهاب مفاصل شدم که آرتریت روماتوئید تشخیص دادن. داروهایی بهم دادن که نگران هستم چون همه میگن گورتن چاقی میاره ولی از روزی که این داروها رو استفاده کردم خیلی بهتر شدم البته با راهنمایی جنابعالی .داروهام پردنیزولوون روزی 3عدد,هیدروکسی کلروکین سولفات2عدد فولیک اسید 1 عدد و کلسیم 2عدد و یک دارویی برایم تجویز کردند بنامEbetrex, جمعه ها 3 عدد با هم نمیدونم چه دارویی آیا عوارض زیادی نداره ببخشید زیاد پرحرفی کردم لطفا راهنماییم کنید بسیار ممنون میشم.
دکتر مریم صاحباریدرمان كاملی برای شما شروع شده ومناسب در مورد كورتون و ابتركس یا متوتركسات به تفضیل در قسمت ارتریت روماتویید توضیح دادهام
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی