دکتر صاحباری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پاسخدهی سوالات رایج در مورد بیماری های روماتیسمی و شیوه درمان و عوارض آنها و راههای پیشگیری از عوارض و ابتلا به بیماری های شایع جامعه کنونی مانند آرتروز و پوکی استخوان می پردازد

مدیر وبلاگ :

دانشجوی پزشکی عزیز من ، دلم میخواد به این سوال دقیقا بر اساس احساس قلبی خودت پاسخ بدی لازم نیست معلوم بشه که اسمت چیه ولی مقطع تحصیلیت رو برام بنویس

 

1. به عنوان یک پزشک فکر می کنی آیاباید واقعیت های تلخ بیماری مثل احتمال از دست دادن عضوی از بدن ، دیالیزی شدن و یا احتمال مرگ اخیر رو به بیمارت بگی؟

2. حالا اگه خودت رو جای بیمار بگذاری دوست داری در نهایت از این حقایق آگاه بشی یا نه؟

3. موقع گفتن این حقایق به عنوان پزشک چه حالی داری؟ میدونی چرا این سوال رو می کنم چون خیلی از مردم فکر می کنن برای ما پزشکا این کار عادی می شه





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 آبان 1392
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:01 ب.ظ
Hmm it seems like your site ate my first comment (it was
extremely long) so I guess I'll just sum it up what I wrote and say,
I'm thoroughly enjoying your blog. I as well am an aspiring blog blogger
but I'm still new to everything. Do you have any tips and hints for newbie blog
writers? I'd really appreciate it.
شنبه 19 فروردین 1396 03:02 ب.ظ
I don't know whether it's just me or if everyone else encountering
problems with your website. It seems like some of the
text on your posts are running off the screen. Can somebody else please provide feedback and let me know if this is
happening to them too? This might be a problem with my internet browser because I've had this happen previously.
Kudos
پنجشنبه 10 فروردین 1396 09:07 ب.ظ
My brother recommended I might like this blog. He was entirely right.
This post actually made my day. You can not imagine
simply how much time I had spent for this info! Thanks!
یکشنبه 3 مرداد 1395 01:25 ب.ظ
باسلام
ممنون از پست خوبتون.
چهارشنبه 18 فروردین 1395 08:30 ب.ظ
این سوال یک سوال کلی هست و جواب کلیش هم این میشه که در هر مورد با توجه به شرایط و با کمک خلاقیت بهترین تصمیم رو بگیریم. این یعنی استفاده از هنر پزشکی. اما به صورت عملی به نظرم در درجه اول بیمار حق داره که در مورد مشکل خودش مطلع باشه. از طرفی ما هم وظیفه داریم که با بیمارمون صادق باشیم یا اینکه در خیلی از موارد اطلاع بیمار از بیماریش در سیر بیماری او تاثیر مثبت داره. گزاره هایی مثل اینها به نفع اطلاع رسانی به بیمار هستند. از طرفی ممکنه داشتن اطلاعات برای بیمار هزینه هایی رو در بر داشته باشه. مثلا شاید بیمار ظرفیت اطلاع از مشکلش رو نداشته باشه و یا اینکه ممکنه اطلاع از مشکل در سیر بیماری تغییری ایجاد نکنه و یا حتی بیماری تبدیل به یک انگ و برچسب ناخوشایند بشه. اینها هم گزاره هایی هستند که من رو وا میدارند تا برخی حقایق رو از بیمار مخفی کنم. مطمئنا موارد متعدد دیگری هم مثل این موارد وجود دارند. به نظر من در این مواقع باید یکم حساب کتاب کنیم هزینه ها و دستاورد های کارمون رو ارزیابی کنیم و آخر سر هم از همون هنر پزشکیمون کمک بگیریم تا بهترین گزینه پیش رومون رو انتخاب کنیم .
شنبه 12 دی 1394 11:06 ق.ظ
باسلام
ممنون از پستهای خوبتون.
پنجشنبه 12 آذر 1394 11:55 ق.ظ
سلام استاد
من فکر میکنم هنوز زوده به این سوالتون پاسخ بدم ولی همونطور ک بقبه ی دوستان نظراتشونو گفته بودن ب نظر من هم باید تمام حقیقت رو ب بیمار گفت چون این حق اونه ! ولی میشه اگر بیمار وضعیت روحی مناسبی نداشت مثلا ب اطرافیانش گفت ...ولی در کل من فکر میکنم بیمار باید از تمام procedure ای ک ما براش انجام میدیم آگاه باشه ...فک میکنم خیلی نظر خامی بود ولی حسب وظیفه و احترام منم نظرم رو گذاشتم ....
در ضمن یکی از بهترین استادان دانشگاه و بهترین استاد روماتو هستین ...
با احترام
دوشنبه 18 آبان 1394 07:00 ب.ظ
سلام استاد ارجمند من رزیدنت شما هستم که در حال حاضر هم در بخش از وجودتون استفاده میکنم می خواستم در درجه اول ازتون بابت اهمیتی که به امر اموزش در بخشتون می دهید تشکر کنم و در مورد سوال شما هم باید بگم از نظر من یک بیمار باید در مورد بیماریش اطلاعات کامل رو بدونه و این حق رو داره که از حقایق بیماریش هرچند که تلخ باشه اگاه بشه ولی اینو هم بگم خود من بارها و بارها از گفتن حقایق تلخی مثل مرگ قریب الوقوع به بیمارانم فرار کردم و برای شخص من خیلی ناراحت کننده و سخت هست که بخوام خبر ناراحت کننده ای رو در مورد بیماری به بیمارم بگم
با تشکر
شنبه 18 مهر 1394 02:41 ب.ظ
با سلام
ممنون از سایت خوبتون.
یکشنبه 29 شهریور 1394 12:41 ب.ظ
با سلام
ممنون از مطالب خوبتون
سه شنبه 13 مرداد 1394 08:27 ق.ظ
با سلام
ممنون از سایت خوبتون.
پنجشنبه 8 مرداد 1394 12:28 ب.ظ
عرض سلام
من ناشنوا هستم ، قبلا به شما مراجعه كردم ، دستور آزمایشگاه را برای من دادید ، در حال حاضر جواب آزمایشگاه را دریافت كردم ولی متاسفانه به دلیل ترافیك سامانه نوبت دهی بیمارستان قائم نتوانسته ام تا كنون نوبتی برای ارائه آزمایش به شما دریافت كنم ، لطفا راهنمایی كنید . با تشكر
09360414062 همراه
سه شنبه 8 اردیبهشت 1394 01:34 ب.ظ
سلام استادگرامی...
من ترم دو پزشکی ام و شایدهنوز واسم زود باشه به این سوالتون پاسخ بدم ولی گفتم نظرموباهاتون درمیون بذارم شایدمفیدواقع بشه....
این قطع عضوها یک کمبودیه که بیمار درادامه عمرش بایداین کمبودش رو تحمل بکنه و اگر ازابتدا این موضوع رو بدونه شاید حساسیتش کمتربشه نسبت به اون واگراین جور مریضا وضع مالی خوبی داشته باشن میتونن به کشورهایی مانند اروپا سفرکنند که پیوندعضو(ازبیمارانی که مرگشان فرارسیده تانیم ساعت میتوان این عضوهارا پیوند زد زیرابافت های اونا هنوز زنده ان واین کار به وسیله پزشکان زیادی از جمله پزشکان مغز واعصاب که نقش مهم را در این موارد انجام میدن انجام میشه)
ممنونم از تمام پزشکانی که در راه رضای خدا وقتشان راصرف درمان بیماران میکنن اجرتون باخداباشه.......
پنجشنبه 2 بهمن 1393 12:22 ق.ظ
سلام خانم دکتر
شما یکی از بهترین اساتید دوران فیزیوپات ما بودید. خیلی دوستتون داریم هم بخاطر شخصیت فوق العادتون هم تدریس عالی
جواب سوالاتون رو نمیدونم هنوز!
آدم استرس میگیره که واقعا درستش کدومه. چون هم گفتنش هم نگفتنش برای بیمار خیلی سخته خیلی...
براتون توفیق روز افزون آرزو میکنم
دکتر مریم صاحباری
متشكرم دوست خوبم همین كه بهش فكر میكنید عالیه و از الان براش راه خلی پیدا میكنید
جمعه 28 آذر 1393 12:39 ق.ظ
سلام استاد من خیلی شما و نحوه ی درس دادنتون رو دوست دارم اول باید یه تشکر کنم واسه اینکه اینقد به ما دانشجوها ارزش و بها میدین. همچنین باید بگم به وجود اساتیدی همچون شما افتخار میکنم.
میدونید برای جواب دادن به سوالتون باید سطح فرهنگی مریض رو در نظر بگیریم.، با طرز فکرش آشنا باشیم حتی شاید لازم باشه پای درد و دلش بشینیم! اگه میبینیم توانایی رو به رو شدن با شنیدن خبر مرگ زود هنگامش رو نداره نباید این روزای باقیمانده ش رو ازش بگیریم ولی باید سر بسته بهش بگیم داره یه اتفاقایی میفته! شاید بخواد کار ناتمومی رو به سرانجام برسونه!
خودم اگه جای مریض باشم دوس دارم به روند بیماریم آگاهی داشته باشم ولی اگه قراره بمیرم نمیخوام بدونم.
مسلما حال خوشی نخواهم داشت! در اون لحظه سعی میکنم خودم رو جای مریض بذارم و جوری که دوس دارم باهام برخورد بشه رفتار کنم! خشن و بی تفاوت نباشم....
دکتر مریم صاحباریخوشحالم که اینقدر بی پرده در مورد خودتون نظرتون رو گفتید ممنونم که ساده توضیح دادید شاید بیمار نخواد بدونه که کی میمیره .. و این هم حق بیماره
پنجشنبه 20 آذر 1393 09:19 ب.ظ
سلام خانم دکترمهدی حیدریم تو رو خدا جواب سوال قبلی ام رو بدهید که خیلی وسواس شدم چون صورتم خیلی باد کرده مثل این شده که زنبور نیش زده وپاهاههم خیلی ورم کرده است علتش ازآمپول می باشد.
چهارشنبه 19 آذر 1393 03:31 ب.ظ
فیزیوپات 2 ام (همین دیروز امتحانتونو دادیم!)
داییم تعریف می کرد که چندین سال پیش یک متخصص و استاد خون بود تو مشهد که خیلی با بیماراش رک بود. یه بار به یکی از دانشجوها خیلی راحت گفته بود: ((سرطان خون داری)). آخرش خود همین دکتر با سرطان خون حاد ظرف 6 ماه فوت کرد.
شوهر عمه ی من که بی سواده سرطان معده داشت و دکترا به بچه هاش گفته بودن بیشتر از 2 یا 3 ماه زنده نیست ولی به خودش گفتن خوب شدی و مرخصی. الان دو ساله که زندس و روز به روز بهتر میشه!
حالا از این دو تا ماجرا چه نتیجه میشه گرفت نمیدونم! من هر وقت از بیماری مطمئن شدم بهش میگم ولی با مقدمه چینی. همچنین کاملا ناامیدش نمی کنم.
یه نکته هم در مورد تدریستون بگم. از نظر من یکی سه تا استاد برتر تو دوران فیزیوپات ما بودین. با اجازتون وبلاگتونو تو سایت پزشکی مهر 90 لینک کردم.
دکتر مریم صاحباریممنونم از اینکه نظرتون روگفتید
رشته خون شناسی رو کار کردن جسارت و از خود گذشتگی می خواد که در حد من نیست. درگیری های معنوی این دسته از پزشکان عزیز با بیماران قابل لمس نیست باید تجربه کرد...
از اینکه تدریس من مورد توجه شما واقه شده به خودم افتخار می کنم چون بنظرم دانشجویی که اظهار نظر میکنه خیلی ارزشمنده خیلی
پیروز باشید و سرخوش
دوشنبه 17 آذر 1393 07:58 ب.ظ
با سلام خانم دکتر مهدی حیدری هستم از وقتی آمپول مبترا تزریق نمودم بدنم درد میکند و صورتم باد کرده به طوری که دور چشمانم باد کرده
احتمال داره از عوارض آمپول باشد
با تشکر
دوشنبه 10 آذر 1393 10:47 ب.ظ
طراحی کاتالوگ اندرویدی مخصوص پزشکان و کلینیک ها :
http://androidsoftware.ir/showPage.aspx?id=3

طراحی و برنامه نویسی اندروید
دوشنبه 10 آذر 1393 10:12 ب.ظ
با عرض سلام خانم دکتربرادر مهدی حیدری هستم مخواستم بگم که علت بالا بودن آنزم های کبد مهدی از چه می باشد وکی بیماری آن مشخص خواهد شدچون آلان بستری می باشد. و شما در چه چیزی شک دارید
شنبه 8 آذر 1393 04:12 ب.ظ
سلام دکتر.
من یکی از دانشجویان شما هستم
در حال حاضر تو دوره استاجری به سر میبرم
در جواب سوالهاتون:
1-به نظر من بیمار حق داره که از همه اتفاقاتی که در اینده ممکنه براش بیفته خبر دار بشه حالا این واقعیت چه تلخ باشه و چه شیرین ما موظفیم که بیمار رو از اونها مطلع کنیم در صورتی که از این گفتن این واقعیت ها امتناع کنیم یکی از حقوق بیمارمون رو زیرپا گذاشتیم. به نظر من بیمار یا اطرافیانش باید از این واقعیتهای تلخ و شیرین اینده بیماری مطلع بشن.
2- خود من صد در صد مایلم که این واقعیتها رو در مورد خودم بدونم چون میتونه خیلی تو زندگیم تاثیر بزاره. حتی اگه قرار باشه فقط یه ساعت دیگه زنده باشم.
3- مطمئنن حال خودم هم با بیمار احساس همدردی میکنم ولی یک پزشک نباید بزاره که بیمارش از درونش و احساساتش با خبر بشه چون این میتونه ایجاد یه رابطه عاطفی بین بیمار و پزشک منجر بشه که اصلا برای حرفه ما خوب نیست.
دکتر مریم صاحباریبسیار از اظهار نظر ارزشمند شما خرسند شدم ممنونم
یکشنبه 2 آذر 1393 07:30 ب.ظ
سلام خانم دکتر برادرمهدی حیدری هستم که بیماری سارکائیدوز و واسکولیت داردمخواستم در مورد کمیسیون پزشکی که در تاریخ 2 آذر ماه برای وی گرفته شده بپرسم که یکی از همکاران شماه نظرش این بوده که بفرستیم به خارج کشور برای معالجه خانم دکتر از وقتی که این حرف را شنیده ایم در خانواده نگرانی ایجاد شده مخواستم واضح تر بگویید که مگر بیماری وی هنوز مشخص نشده که چه می باشد خواهشمندم بیماری وی اخرش چه می باشد با تشکر
پنجشنبه 22 آبان 1393 07:51 ب.ظ
سلام خانم دکتر مهدی حیدریم ببخشید نتوانستم نوبت اینترنتی بگیرم که بیام بیبینید شما مرا دو سه روزه لکه های قرمز که از بدنم بیرون آمده حالا در قسمت های کمرم و دور شکم و بیضه هایم حالت باد می گیرد مخواستم که چکار کنم و نوبت بدیم 28 همین ماه است چکار کنم وایستم 28 بیام یا نوبت اینترنتی بگیرم
دکتر مریم صاحباری شنبه بیاین
پنجشنبه 22 آبان 1393 08:57 ق.ظ
سلام
دکتر جان خسته نباشی
دکتر مریم صاحباری
علیك سلام و ممنونم
یکشنبه 18 آبان 1393 03:16 ب.ظ
سلام خانم دکتر مهدی حیدری هستم یک هفته هست سرما خوردگی گرفته و حلق ام عفونت کرده و اخلط دارد مشکلی نداره برم ÷زشک عمومی برم و خشک کننده مصرف کنم
متشکرم
دکتر مریم صاحبارینه مسیله ای نیست
جمعه 9 آبان 1393 09:38 ب.ظ
سلام خانم دکتر مهدی حیدری هستم بیماریم سارکوئیدوز و واسکولیت می باشد در در مورخ 30 مهرماه که مراجعه نموده ام قرص پردنیزولون از روز سه بار که مصرف می کرده ام برای آبان ماه روز دو تا گفتید مصرف کنم که چهار روز است که لکه های قرمزی ظاهره شده است قبلااز این لکه ها پیدا شده بود که با بیوپسی که انجام داد بودم دکتر یزدان پناه متخصص پوست گفته بود از بیماری ات است حالا چکار کنم
دکتر مریم صاحباری
سلام پردنیزولون رو به مقدار قبل برگردونید. وقت اینترنتی بگیرید سریعتر ببینم
جمعه 9 آبان 1393 09:36 ب.ظ
سلام خانم دکتر مهدی حیدری هستم بیماریم سارکوئیدوز و واسکولیت می باشد در در مورخ 30 مهرماه که مراجعه نموده ام قرص پردنیزولون از روز سه بار که مصرف می کرده ام برای آبان ماه روز دو تا گفتید مصرف کنم که چهار روز است که لکه های قرمزی ظاهره شده است قبلااز این لکه ها پیدا شده بود که با بیوپسی که انجام داد بودم دکتر یزدان دوست متخصص پوست گفته بود از بیماری ات است حالا چکار کنم
دوشنبه 7 مهر 1393 02:24 ب.ظ
سلام
من کارشناس ارشد الکترونیک دارم و رشته پزشکی نخوندم. وبلاگ شما را هم از طریق مادرم که یکی از بیماران شماست برای توصیه های مفید پزشکی اتان دیدم. اگر جسارت کردم و تو این مطلب نظر میدم صرفا دلیلم این است که میخواهم با دید کسانی که آن طرف خط هستند هم به قضیه نگاه کنید.
بهترین جواب را شاید خودتان دادید که بسته به روحیات افراد متفاوت است. من در خانواده خودم اگر پدرم همچین مشکلی را داشته باشد و برادرم احتمالا ندانستن مفید خواهد بود. اما اگر من یا مادرم طرف ماجرا باشیم ترجیح میدهیم در جریان همه چیز باشیم.
توصیه های همه شما عزیزان و نظراتتان خوب بود اما به عنوان یک پزشک. دیدی که متاسفانه اغلب شما بزرگواران ندارید یا اگر دارید کمتر خودتان را درگیرش میکنید این است که با بیمارتان کمی دوستانه تر برخورد کنید تا به راحتی تفاوت این روحیات را تشخیص بدهید. متاسفانه امروزه در اغلب موارد شما بزرگواران به بیمار با دیدی عجیب به بیمار نگاه میکنید که ارتباط برقرار کردن با بیمار دوجانبه سخت می شود. یعنی هم شما بیمار را درک نمیکنید هم بیمار در حرف زدن با شما مشکل دارد و دوست دارد زود از مطب شما خارج شود. البته انصافا دکتر صاحباری جز این دسته نیستند. پس به عنوان یک بیمار نه به عنوان یک دوست پیشنهاد میکنم خودتان را جای تک تک بیمارها بزارید نه اونهایی که قرار است بمیرند. جوری که به لحاظ "اجتماعی" دوست دارید با خودتان برخورد کنید با بیماران برخورد کنید، آن وقت خواهید دید که خیلی چیزها قابل تشخیص است.
از خدا توفیق تک تک شما را میخواهم که توفیق شما سلامت بالاتر جامعه است.
دکتر مریم صاحباری
خیلی ممنونم که نظرتون رو گذاشتید حتما برای دانشجوهای من و خودم دونستن نظر مراجعین به ما خیلی ارزشمنده
دوشنبه 17 شهریور 1393 09:12 ق.ظ
سلام خانوم دكتر. من دانشجوی پزشكی هستم و از مهر فیزوپات میرم. خیلی نگرانی و استرس دارم:(. ازتون خواهش میكنم منو راهنمایی كنید برا دوره فیزیوپات چه كتابهای رو بخونم و چطوری خودم رو برا یه رتبه خیلی خوبه پره انترنی اماده كنم. ممنون میشم اگه كمكم كنید تا از استرس در بیام...
دکتر مریم صاحباری
سلام . من فکر می کنم در فیزیوپات حتما رفرانس های امتحان پره انترنی رو در هر کورس خوانده و سوالات امتحان پره انترنی مربوط به هر کورس رو کامل بزنید و جوابها رو به دقت مطالعه کنید. در کنار جزوات کلاس
شنبه 4 مرداد 1393 11:27 ب.ظ
سلام استاد
من پزشک عمومی هستم.
من فکر می کنم اخلاقا باید گفت ولی من دوست ندارم بگم! مثلا بیماری که با سرطان کولون از شما مشورت می گیره در مورد پروگنوزش، من واقعا دوست ندارم از حالا در مورد کلوستومی و مشکلاتش و یا دردهایی که در نهایت به احتمال زیاد به علت فیبروز GI tract ناشی از پرتودرمانی بهش مبتلا خواهد شد، براش توضیح بدم.
به نظرم دلیلی نداره که از الان استرس یکی دو سال دیگری که ممکن هیچوقت فرانرسه را به خودش و خانواده ش تحمیل کنم!
2. خودم هم دوست ندارم مطلع بشم ولی خب ما متاسفانه معمولا مطلع هستیم! :(
3. وقتی مجبورم که بگم سعی می کنم که حرفه ای عمل کنم! چون من معمولا زیادی دچار ایمپاتی با بیمارانم می شه، باید سعی کنم که خودم را کمی بی تفاوت نشون بدم!!! سعی می کنم با زبان احتمالات و به صورت ساده بهشون حالی کنم که یک در چند بیمار این شرایط براشون پیش میاد و ... .
ممنون از وبلاگتون
دکتر مریم صاحباری
منم فکر میکنم این کار بستگی به فرهنگ و آمادگی بیمار داره. من تعداد زیادی بیمار میبینم که خانواده نمیذارن بفهمه چشونه! و حتی بیماران پزشکی که به اصرار فرزند پزشک از بیماریشون غیر مطلع هستن و خوب نمیدونم چی بگم. ولی گاهز خوشتر زندگی میکنن ..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 31 تا 60



آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی