تبلیغات
دکتر صاحباری - سخنی با بیمارانم : اندر آداب به مطب آمدن
دکتر صاحباری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پاسخدهی سوالات رایج در مورد بیماری های روماتیسمی و شیوه درمان و عوارض آنها و راههای پیشگیری از عوارض و ابتلا به بیماری های شایع جامعه کنونی مانند آرتروز و پوکی استخوان می پردازد

مدیر وبلاگ : دکتر مریم صاحباری
نظرسنجی
وبلاگ پیش رو چقدر در پاسخ دهی به سوالات شما مفید است؟




 

بیماران من و اغلب پزشک ها به جرات می توان گفت کسانی هستند که بیشترین وقت ما با اونها می گذره حتی بیشتر از خانواده هامون. هیچ وقت به این مسئله دقت کردین که وقتی بار اول پیش یک پزشک میرین چقدر سریع یک رابطه دو طرفه شکل می گیره که  شما بدون اینکه پزشکتو درست و حسابی بشناسی و اون هم شما رو همینطور ، شما دردت رو می گی و اون هم برات نسخه می پیچه !! به نظر من این نوع رابطه در نوع خودش بی نظیره و تجربه ای لذت بخش برای هر دو طرف.

من معتقدم هر پزشکی بیمارشو دوست داره ؛ این جدا از احترام و ادبه. این هم جرئی از رابطه چند دقیقه ایه که براتون گفتم. حتما بیمار از پزشکش خیلی انتظار ها داره و حق هم داره ولی همین بیمار وقتی میاد داخل با کمال نجابت وقت رو در نظر می گیره و مریضای پشت در  رو همچنین.  هر چند مشکل پزشک بدبخت با اون همه شماره که کلینیک براش ردیف کرده و به هیچ وجهی این مشکل حل نمیشه ! به مریض ربطی نداره و با اینکه کلی تو نوبت وایساده بازم با حجب و حیا سریع راجع به بیماریش حرف میزنه ولی بازم بعضی کارای شما بیمارای دوست داشتنی منو متعجب می کنه . این جا وبلاگ منه دلم می خواد راجع بهش حرف بزم که رو دلم نمونه ، شما هم به چشم درددل بهش نگاه کنین نه چیزی بیشتر:

1.  چرا وقتی پاتون درد می کنه مثلا زانو ،4 تا شلوار تنگ رو هم می پوشین و یک زانو بند روش که با کمک خانواده و دوستانو و اشنایان هم نشه اون زانو رو زیارت کرد؟ که

2. چرا وقتی آرنجتون درد می کنه تنگ ترین کت  کمدتونو می پوشین میاین پیش من که با هم نتونیم نه درش بیاریم نه اون آستینو بالا بدیم؟

3. چرا فکر می کنین هر جاتون درد می کنه باید رو من نشون بدین ؟ هیچ فکر کردین اگه روزی چهل نفر پس کله و زانو و ستون فقرات شما رو فشار بدن  و یا بهش مشت بزنن ! اونم هر روز هفته تازه گاهی با همون شدت دردی که خودشون دارن چه حالی بهتون دست می ده؟

4. چرا وقتی می پرسم مشکلتون چیه هی عکس و آزمایشاتونو می ذارین رومیز میگین اینا رو نگاه کن می فهمی ! شما که باید بیشتر ازمن بخواین معاینه بشین چرا یک مشت کاغذو به دکترتون ترجیح می دین؟ 

5.  چرا وقتی میاین تو مدت زیادی از وقتتونو به توضیح اینکه چقدر معطل شدین می گذرونین و اینکه چقدر پشت در خسته شدین ؟ می دونم واقعا سخته بخصوص تو کلینیک ما امکان تعیین دقیق زمان ویزیت نیست . ولی کاریش نمیشه کرد . فقط وقت منو و خودتون هدر می ره. مطمئن باشین منم از این وضعیت راضی نیستم ولی دست من نیست.

6. چرا می خواین کل داروهای قلب و فشارو چربی و غیره رو من بنویسم براتون؟ بهتر نیست پزشک معالج خودتون بنویسه تا دارو ها رو تنظیم کنه ، و با دقت بیشتر داورها رو براتون توضیح بده؟ در ضمن نسخه های ما خیلی شلوغه این جوری مثل دعای رمال ها می شه!!!

7. خواهش می کنم از گله مریضای پشت در حرف نزنین !! اونا خودشون به اندازه کافی می گن

8. چرا فکر می کنین اگه سر منشی من داد بزنین و هی شلوغ کنین کارتون راه می فته ؟ مریضی که داخله و من دارم ویزیتش می کنم مثل شما حق داره تا من با حواس جمع به حرفاش گوش بدم و شما با این کار این حق رو از اون و چند تا مریض بعدی می گیرید. من برای درست کار کردن احتیاج به ارامش دارم. می دونم که انتظار برای شما سخته ولی اگه براتون من و منشیم که تا دیروقت باید اونجا  کار کنیم مهم نیستیم حداقل به حق خودتون و مریضای دیگه که نیاز به ارامش من دارن فکر کنید. می دونم شما مریض هستید و طاقتتون کمه و خیلی وقت ها می بینم که مریضم مظلوم و بی رمقه واین سرو صداها از همراهی هاست. امان از دست همراهی ها!!!!

9. من همراهی داخل راه نمی دم مگر اینکه بیمارم کودک باشه و یا نوجوان ؛ زبان فارسی بلد نباشه و یا به علت خاصی نیاز به کمک برای معاینه داشته باشه و یا بسیار مسن باشه. این کار علل زیادی داره من جمله اینکه تجربه ثابت کرده بیمار وقتی با آشنای خودش داخل نیست راحت تر راجع به بیماریش صحبت می کنه و خیلی چیزا هست که شاید نخواد  اقوامش بدونن. دوما بیمارم با اطمینان بیشتری به حرف من گوش میده  و بهتر هم گوش میده چون به امید همراهش نیست. ولی یکی از علل عمدش اینه که شما همراهی ها وسط مریض دیدن من به جای مشکل مریضتون راجع به دردای خودتون حرف می زنید و کلی وقت منو می گیرید تا به  جای دیدن مریضتون به سوالای شما جواب بدم.

در نهایت  دوستتون دارم . میدونم که کار من هم پر نقص و ایراده ولی تو رو خدا  اگه زانوتون درد می کنه شلوار گشاد بپوشید و اگه انگشت پاتون درد می کنه کفش بند دار نپوشید!! از صبر شما در تمام این مدتی که با من بودید سپاسگزارم و  از اینکه اینقدر تو اون شرایط بد خودتونو کنترل کردید ممنونم

سال نو به شما مبارک باشه ، سالم ، دل خوش و سرخوش و پرتوان باشید. 





نوع مطلب : دل نوشته، پاسخ سوالات رایج ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 اسفند 1392
شنبه 13 آبان 1396 05:37 ب.ظ
برادر من پیشنهاد کرد که من این وب سایت را دوست دارم او یک بار بود
کاملا درست. این روزها در واقع ساخته شده است. شما نمیتوانید به سادگی باور کنید که چقدر زمان برای این اطلاعات صرف شده بودم! با تشکر!
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:22 ق.ظ
Pretty nice post. I just stumbled upon your weblog and wished to say that I've truly enjoyed browsing your blog
posts. After all I will be subscribing to your feed and I hope you write again very soon!
شنبه 7 مرداد 1396 04:06 ق.ظ
باسلام خدمت خانم دکتر ممنون از وقتی ک برای مریضاتون میزارید.من چند وقت پیش مراجعه کردم حضورتون شما مشکوک به بیماری بهجت شدید که شکر خدا بهجت نداشتم وشما داروی کورتن ومداسین ب من دادین تا دوهفته کامل از آفت خبریی نبود ولی بعد از دوهفته دوباره افت های دهان من شروع شدب طوری از خوردن باز موندم وب طور مداوم فشارم می افتاد وسرم تقویتی استفاده میکردم خواستم بپرسم میشه دوز مصرف کورتن رو یا بیشتر یا کمتر کنم ایا تاثیر داره شما گفته بودین شبی نصف قرص مصرف کنم.الانم دهانم پر از افت هست وهیچ راه و چاره ای ندارم با سپاس فراوان اگه میشه راهنماییم کنین .یا علی.......
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 03:41 ب.ظ
Way cool! Some very valid points! I appreciate you penning this post and also the rest of
the site is extremely good.
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:52 ق.ظ
I blog frequently and I really appreciate your information. Your article has truly peaked my
interest. I will take a note of your site and keep checking for new information about once per week.
I opted in for your RSS feed as well.
سه شنبه 14 اردیبهشت 1395 01:27 ق.ظ
سلام واحترام خدمت شما خانم دکتر مهربان
من چهارده سال است درگیر بیماری لوپوسم وتحت نظر چند دکتر قبل از شما بودم ولی امیدی به درمان در ومشکلات روحی خود نداشتم تا اینکه از طریق یکی از دوستانم با شما اشنا شده وحال بعد ااز سه سال تحت نظر شما بودن هم از درد هایم کاسته شده وهم دیدم به درمانم زیاد شده خواستم بابت تمام لطف شما دردرمانم از شما تشکر کنم ان شاالله همیشه زنده وسالم باشید
جمعه 13 فروردین 1395 12:01 ق.ظ
با عرض سلام و آرزوی سالی پر از اتفاقات خیلی خوب برای بهترین پزشک دنیا.
امیدوارم در تمامی مراحل زندگیتان موفق باشید.
سه شنبه 18 اسفند 1394 11:45 ق.ظ
سلام دکتر عزیز صاحباری مریم بعضی وقتها دستهای افراد انقدر در زندگی موثر است که با بوسیدن ان سیر نمیشوی بلکه باید بنشینی و به انها نگاه کنی و زیر لب زمزمه خدایا اگر اینها دست است . پس دستهای ما چرا بی ارزش است .از خدای سبحان برای این چنین دستهایی ارزوی توانمندی دارم. خانم مریم همسرمن هم مشکل اخذ دریافت نوبت دارد لطفا کمک کنید با احترام
چهارشنبه 16 دی 1394 04:46 ب.ظ
با سلام پدر من چند وقته رماتیسم داره آزمایش هم گرفته موفق نشدیم وقت بگیریم پرونده هم نداریم.خیلی تب می کنه و اذیت هیچ راه دیگری نیست .این هم شماره همراهم 09158809139 شاکری
باتشکر از شما
سه شنبه 21 مهر 1394 12:16 ب.ظ
با سلام و خسته نباشید خانم دکتر. من الان مدتیه نمیتونم از سایت نوبت بگیرم. بهم هم گفتن از ساعت ۱۲ باز میشه سایت برای گرفتن نوبت. باید چکار کنم؟
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1394 02:09 ق.ظ
باعرض سلام و ادب خدمت خانم دکتر عزیزم.من از بیماران شما هستم که لوپوس دارم و از بندرعباس برای ویزیت مزاحمتون میشم .خانم دکتر میخاستم از شما بپرسم ایا لیزر موهای بدن با توجه به بیماری لوپوسی که دارم برام ضرر داره ؟بسیار متشکرم....پاینده وموید باشید
سه شنبه 8 مهر 1393 11:40 ق.ظ
آدرسمطب لطفا؟
دکتر مریم صاحباری
کلینیک ویژه قاءم
چهارشنبه 25 تیر 1393 10:33 ق.ظ
سلام خانم دکتر.از اینکه شما خیلی مهربانانه و دلسوزانه با بیمارانتون برخورد می کنید شکی نیست.امابا این سیستم نوبت دهی من الان حدود 4 ماهه که می خوام وقت بگیرم و نمیشه.نمی دونم چه کار کنم؟چند بار اومدم حضوری اما منشی تون وقت نداد.چند بار هم سایت بسته بوده که گفتن خود شما دستور دادین فعلا نوبت دهی نداشته باشن.لطفا یک راهی پیش روی من بذارین.ممنون
دکتر مریم صاحباری
من واقعا شرکنده مراجعه کنندگان هستم ولی راهی نیست که بشه به تمام بیماران برسم. اگه پرونده قبلی داشتید این دوشنبه تشریف بیارید و پرونده رو بیارید تا براتون شماره بگذاریم
جمعه 6 تیر 1393 08:44 ب.ظ
سلام خانم دکترببخشید ورم و التهاب لثه در اثر سیکلوسیپرین قابل برگشت است
دکتر مریم صاحباری
معمولا بله
جمعه 6 تیر 1393 08:43 ب.ظ
سلام خانم دکترببخشید ورم و التهاب لثه در اثر سیکلوسیپرین قابل برگشت است
سه شنبه 27 اسفند 1392 12:17 ب.ظ
و ایضا اندر باب پذیرش بیمار و رعایت حقوق او

سلام خانم دکتر شما خود بهتر می دانید که بیماران و مراجعه کنندگان شما احترام زیادی برایتان قائلند که به حق سزاوار آنید. ولی با این وجوداز دیدگاه مراجعه کنندگان شما گلایه هائی نسبت به سیستم پذیرش بیمارستان و نوبت دهی منشی شما وارد است که باعث می شود بیمارانتان در پشت درب اتاق شما متاسفانه اوقات خوبی را سپری نکنند و شاید به این دلیل است که همانگونه که خود اشاره کرده اید با منشی دعوایشان می شود و سرو صدا راه می اندازند و معمولا با اعصابی متشنج وارد اتاقتان شده و قسمتی از وقت شما را با گلایه هایشان می گیرند.
من در صدد ریشه یابی این مشکل نیستم چه شما خود، مدیر و مدبر و آگاه تر به مسائل هستید. ولی چند نکته که به نظرم می رسد که رعایت آنها می تواند تا حدودی در رفع مشکل کمک کند خدمتتان عرض می کنم امیدوارم راه گشا باشند. یکی کمبود فضای کافی، و همچنین با توجه به اینکه برخی از بیمارانتان هم دچار زانو درد هستند کمبود صندلی لازم برای بیماران در حال انتظارتان هست. من از اینجا به عنوان یک مراجعه کننده از مدیران محترم بیمارستان خواهش می کنم با توجه به خدماتی که گروه روماتولوژی به تعداد زیادی از بیماران انجام می دهند و با توجه به حال این نوع بیماران،در صورت امکان فضای مناسب تری به این مهم اختصاص دهند (البته امید وارم که مدیران هم جزو خوانندگان این وبلاگ باشند). نکته مهم دیگر اهمیت ندادن به وقت بیماران و تنظیم نکردن زمان مراجعه آنان است. از مسئول درمانگاه گرفته تا مسئول فروش تعرفه و نگهبان و منشی وقتی می پرسی چه ساعتی مراجعه کنم میگن ساعت 4 و کسی که ساعت 4 مراجعه کرده گاها تا ساعت 7 باید در آن فضای شلوغ و پر رفت و آمد و کم امکانات منتظر بماند. خب طبیعی است که دیگه اعصابی براش باقی نمی ماند، این اتفاق برای خود من افتاده که خدمتتان عرض می کنم.
یکشنبه 25 اسفند 1392 08:26 ب.ظ

باسلام و احترام خدمت استادمحترم..بنده با توجه به تجربه ی چندین ساله ی مطب و برخورد با مشکلات مطرح شده نکاتی به نظرم میرسد که عرض میکنم:
1)نداشتن سیستم ارجاع مناسب جهت غربالگری مراجعین به کلینیک فوق تخصصی از مهمترین علل این مشکلات است.
2)تعرفه های بسیار ناچیز ویزیت در بخش دولتی که در مقایسه با بخش خصوصی(که البته در مورد آنهم بحث دارم)نوعی توهین به پزشک شاغل در بخش دولتی میباشد.
3)داشتن برگه ارجاع از همکاران دیگر با اشاره به مشکل اصلی بیمار و نکات مهم در معاینه و شرح حال میتواند کمک کننده باشد.
4)نهایتارعایت سیستم دقیق نوبت دهی و مشخص بودن آمار منطقی ویزیت با توجه به زمان لازم برای معاینه و در اولویت قراردادن بیماران new case نسبت به موارد تجدید نسخه یا کنترل آزمایش
دکتر مریم صاحباری
به امید روزی که در سیستم بهداشت و درمان دولتی ما هم شان کشور و مردم عزیزمان با وجود تعدد افراد خوش فکری مانند شما تغییرات سیستماتیک عمده ای در جهت رفاه حال بیمار و پزشک ایجاد بشه
یکشنبه 25 اسفند 1392 08:04 ق.ظ
ممنون به خاطر ارزشی که برای بیماراتون قائلین.
اینجا لازم دونستم افرادیو مخاطب خودم قرار بدم که از این وبلاگ بازدید کردن ولی از نزدیک با شخص خانوم دکتر آشنایی ندارن.
فکر میکنم تجسم شخصیت ایشون کار آسونی باشه.
خانوم دکتری که با این مشغله کاری این قدر از زمانشونو در این وبلاگ صرف آگاهی رسانی به پزشکان و بیماران میکنن میتونید تصور کنید که در مطب چقدر با حوصله و دلسوزی بیماراشونو ویزیت میکنن.
ما فقط میتونیم امیدوار باشیم تعداد پزشکانی مثل خانوم دکتر صاحباری بیشتر یشه...
دکتر مریم صاحباری
ممنونم آقای مهندس. تو رشته ما به نظر من پزشکای خوب دلسوز اونایی هستن که تو مناطق محروم و با حداقل امکانات طبابت می کنن و کردن. خیلی ها رو میشناسم از خانوا دههای بسیار خوب و سر شناس و متمول که ته روستاها آنچنان خدمت کردن آروم و بی صدا که مردم اونجا اونا رو از جانشون بیشتر دوست داشتن. برای کسی که همیشه در آسایش بزرگ شده راحت نیست در اون جور جاها حتی برای تفریح طولانی مدت زندگی کردن چه برسه به مقیم شدن و کار کردن. مثل مهندسایی که برای ساختن پل ها و سد ها وخانه ها و آوارهای زلزله رودبار و بم و اهر .... از خوشی ها گذشتن و آرام و بی صدا از ته دل کار کردن. مثل پزشکای بدون مرز ، و مثل آدم های مشهور و بزرگی که برای کمک به مردم نیازمند دنیا فعالیت های اساسی دارن و زمان زیادی از عمرشون را در نقاط محروم سر می کنن ، وگرنه توی شهر بزرگ مشهد و در یک مرکز پر امکانات کارکردن بیشتر سرو صدا داره تا هنر. بازم ممنونم که من رو اینطوری تو صیف کردید. وقتی طرحت تمام میشه و بر می گردی یک شهر بزرگ و زندگی جدید آغاز می کنی و بعدها به گذشته ها فکر می کنی می بینی اون دوران شاید به اجبار دور از زندگی دلخواهت بودن جزو مقدس ترین دوران عمرت بوده
شنبه 24 اسفند 1392 04:42 ب.ظ
خیلی ممنون از صحبتای مفیدتون. من که مثل همیشه استفاده بردم. امیدوارم برای همه هم همینطور باشه. امیدوارم در کسوت پزشکی آدمهایی مثل شما بیشتر باشن.
دکتر مریم صاحباری
ممنونم عزیزم. امیدوارم شما آینده بهتری برای کشورمون بسازین. به امید اون روزها
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی