تبلیغات
دکتر صاحباری - مطالب آذر 1392
دکتر صاحباری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پاسخدهی سوالات رایج در مورد بیماری های روماتیسمی و شیوه درمان و عوارض آنها و راههای پیشگیری از عوارض و ابتلا به بیماری های شایع جامعه کنونی مانند آرتروز و پوکی استخوان می پردازد

مدیر وبلاگ : دکتر مریم صاحباری
نظرسنجی
وبلاگ پیش رو چقدر در پاسخ دهی به سوالات شما مفید است؟




 

بیماری بهجت یک نوع بیماری روماتیسمی است که با تحریک سیستم ایمنی بدن برعلیه بافت های خودی ایجاد می شود.علت بیماری مثل بقیه بیماری های روماتیسمی صددرصد شناخته شده نیست ولی ژن ها، عفونت ها و عوامل محیطی دیگر در ایجاد بیماری موتر هستند. راه پیشگیری ندارد. این بیماری در تمام سنین ظاهر می شود ولی شایعنرین سن سنین جوانی است . معمولا تظاهر مهم این بیماری آفت های مکرر دهان است ( آفت یعنی زخم های سفید و گود و دردناک مکرر که در مخاط لثه و گاه زبان میزند و معمولا یک هفته طول می کشد تا رفع شود ) ، همراه با آفت در قسمت تناسلی بدن مثل روی آلت تناسلی و یا داخل لب های بزرگ و کوچک مجاری تناسلی خانم ها به همان صورت آفت دهان ولی معمولا بزرگ تر که بعد از بهبود ممکن است جای آن بماند. همان طور که میدانیم آفت دهان یک یافته بسیار شایع هست و در اکثر موارد علت خاصی ندارد. زمینه ارثی ، کمبود آهن و روی ؛ حساسیت غذایی از علل مهم و شایعترین علل آفت دهان است. اما از دیگر علائم مهم بهجت جوش های پوستی در جاهای ناشایع برای جوش مثل روی ساق و ران پا، شکم و تنه است. علامت مهم و در واقع مهمترین علامت بهجت درد ، تاری و قرمزی چشم است که به علت التهاب بافت چشم ایجاد می شود. می تواند عود کند و بسته به قسمتی از چشم که مبتلا شده شدت درمان متفاوت است. به این عارضه یوئیت می گویند. این عارضه چشمی در نیمی از موارد علتی روماتیسمی دارد و لی بهجت یکی از آنها است . پس هر گردی گردو نیست!!!! گاهی در بیماران بهجت عروق هم ملتهب شده و بسته به بافتی که عروق ملتهب دارند علائمی در بیمار ظاهر می شود. برای تشخیص باید هم معاینات هم شرح حال کامل باشد و هم یک سری تست های تشخیصی به عمل آید مثل تست پاترژی که با زدن سوزن انسولین حاوی اب مقطر و یا سرم نرمال سالین در زیر پوست واکنش حساسیتی پوست سنجیده می شود. گاه تعیین ژن منتقل کننده بیماری مثبت به تشخیص کمک می کند. در مورد بیماری بد نیست بدانیم این بیماری در افراد ساکن حاشیه جاده ابریشم بیشتر دیده می شده و می شود. پس نژاد ترک در کشور ما اندکی بیشتر مبتلا هستند. خیلی از موارد علائم فقط به آفت های مکرر ختم می شود و درمان هایی ساده و علامتی کافی است. اما معاینه چشم ادواری برای تعیین احتمال ابتلای چشمی ضروری است. در ابتلای چشم وسیع داروهای قوی مانند کورتون با مقدار بالا و تزریقی و خوراکی و داروهای سرکوبگر ایمنی داده می شود طولانی مدت تا کامل التهاب خواموش شود. در التهاب رگ ها نیز همین  درمان ها به علاوه درمان های رقیق کننده خون داده می شود. این بیماری مسری نیست. ارث در آن نقش خیلی برجسته ای ندارد و در حاملگی به فرزند منتقل نشده و خطری معمولا ایجاد نمی کند.

برای درمان آفت ها و تسکین درد ها علاوه بر رعایت بهداشت دهان و دندان ، پرهیز از وارد کردن ضربه های شدید به لثه ها مثل جویدن مواد غذایی تیز و سفت ، مسواک زبر و نحوه بد مسواک زدن ، مواد خیلی محرک مثل ادویه جات ، شستن دهان با دهان شویه ، بعضی مواد مثل عصاره برگ های گل محمدی که میتوانید از دم نوش آن استفاده کنید و یا برگ های آن رابا چند قاشق آب جوش مخلوط کرده بگذارید دم بکشد و اب حاصله را روی آفت ها بریزیدو گیاهانی مثل تباشیر و غیره و پماد های کورتون کمک کننده است. مصرف یک دوره آهن و روی هم توصیه می شود (البته در بهجت این درمان ها به تنهایی کافی نیست) داروی کلشی سین که دردرمان آفت به کار میرود موثر هست فقط باید بدانید باردار شدن با آن چه در مورد مصرف آقایان و یا خانم ها ممنوع است. 

اما ابتلای چشم که جزو مهمترین عوارض بیماری است جدی است و درمان سنگین می خواهد معمولا مقدار زیاد و تزریقی کورتون ؛ داورهایی مثل سیکلوفسفامید ، سیکلوسپورین و در  موارد کنترل شدن ادامه درمان با مقادیر کمتر کورتون و داروهای  سبک تر ، و اگر مقاوم به درمان بود داروهای بیولوژیک .

معاینات دوره ای چشم ضروری است و باید حتی در غیاب علامت انجام شود. اگر ابتلای چشم سطحی باشد فقط با قطره درمان می شود . ولی نظر اکثر همکاران روماتولوژیست این است که با توجه به سیستمیک بودن بیماری باید درمان خوراکی استفاده شود





نوع مطلب : درمان، پاسخ سوالات رایج ، تعاریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 29 آذر 1392
 امروز برای من روز خوبی بود. روزی که جایزه ای برای هفته پژوهش گرفتم. راستش بیشتر شیرینی این روز به خاطر این بود که دانشجوهام ،کسایی که از ته دل دوستشون دارم بهم خیلی خیلی خیلی محبت کردن و خجالتم دادن. اصلا انتظارشو نداشتم . راستش من به جبر مسوولیتم برای بچه ها باید سخت گیر باشم و امروز علی رغم این، بچه ها بهم فهموندن که   میدونن که چقدر برای من مهم هستند. این حس برام خیلی لذت بخش بود خیلی شیرین زیر پوستم خزید که واقعا گاهی دل به دل راه داره. 
قسمتی از افتتاح شعر آیینه نوشته زنده یاد حسین پناهی ؛ هر وقت یک موفقیتی سراغم میاد مرورش می کنم. کاش یک بار وقتی راه میرفتم مطمءن بودم که زندگی راه رفتن بود!
پل می زنیم به نامعلوم
در می گشاییم به ناممکن!
از وجود چنان بنایی ساختیم
که نردبام هزارپله ی حضور به گردش نمی رسد!
بی شک آخرین شماره
از شمارش معکوس کفتار صبور عقل
سرانجام
واپسین نفس گاو دل خواهد بود!
ما راه می رفتیم و زندگی نشستن بود!
ما می دویدیم و زندگی راه رفتن بود!
ما می خوابیدیم و زندگی دویدن بود!
نه!انسان،هیچ گاه برای خود مامن خوبی نبوده است!
....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 28 آذر 1392

 

مارمولک

وقتی بچه بودم یک روز دیدم بچه ها سر به سر یک مارمولک کوچولو گذاشتن بعدم  دوستم پاشو گذاشت رو دمش و منم صدا کردن که ببینمش وقتی من دوون دوون خودمو رسوندم دم مارمولک زیر پای دوستم بود و مارمولک بدون دم مثل احمق های خوشحال میدوید و ما  که خیلی کوچیک بودیم می گفتیم وای چرا خون نمیاد از جای دمش؟؟؟ بعد چند لحظه دوستم یک جیغ بلند کشید و پرید عقب! بعد دمه که برای خودش بالا و پایین میپرید رو هممون دیدیم و ما هم جیغ زدیم. مارمولکه هل شده بود تندتر می دید. حالا می فهمم چرا به بعضی آدمها می گن مارمولک . جالب نیست؟ بعد از دویدن تو زندگی بقیه وقتی فهمیدن تویی و دمتو گرفتن تا بندازنت بیرون دمت جداشه در بری بدون خونریزی! بعد هم تکه به جا موندت چندش آور تر از خودت باشه و بیشتر از خودت خرابکاری کنه!  و بعدم سریع یک دم دیگه در بیاری!!!! در هر صورت اگه شخص مارمولکی دیدی یادت باشه از دم نگیریش ، اگه دم مارمولکی رو دیدی که وول می زنه بدونی اصلش هنوز زنده است تازگی یک مامولک بازی درآورده و از همه مهمتر اگه مارمولک بدون دمی رودیدی که داره تند تند میدوه دلت براش نسوزه !!!   





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 آذر 1392

قضاوت های ما
چند سال قبل یک روز با معلم زبانم (ایشون تشریف میاوردن منزل من ) صحبت از petیا همون حیوون خونگی بود. بعد از خوندن دیالوگ های مربوطه و گوش کردن به نوارجات و تکرار کلمات و لغات و جملات ؛نوبت بحث آزاد شد. حرف کشید به نگهداری خزندگان به عنوان حیوون خانگی. مثلا مار و سوسمارو اظهار تعجب من و استاد ازمغز خراب این افراد وقتی می شه پیشی و هاپو و گنجیشک و طوطی نگهداشت و اینکه آنجلینا جولی هم که اینقدر مار دوست داره از بچگی مشکل شخصیتی داشته!تازه همشم به انگلیسی !!بهار بود اواخر فروردین. یک دفعه صدای خش خش با فاصله ای توی حال بلند شد . اولش چون غرق سخنرانی بودم اندر نفرت انگیز بودن نگهداری خزندگان و وحشی بودن افرادی که مار و گودزیلا و سوسمار و ... نگه می دارند ؛سرمو بلند نکردم. صداهه هی نزدیک تر شد. ناگهان استاد یک فریادی کشیدن از ته فارنکس که زبون کوچیکشون را در حال لرزش چند ریشتری رویت کردم!! فکر می کنید چی دیده بودن؟؟؟؟؟؟ لاک پشتم که از خواب زمستونی بیدار شده بود و اومده بود تو حال دنبال منشا صدامی گشت!!! !بعد از آروم کردن و سی پی ار استاد توضیح دادم این "لاکی" لاکپشتمه که 6 ساله دارمش و تازه از خواب بیدار شده ،بعدم یواشکی شروع کردم قربون صدقش رفت (لاکپشته نه استاد). استاد یک لیوان آبو سر کشید وبعد از اینکه به حال اومد با شرم از من پرسید خانوم دکتر ؛راستی لاک پشت خزنده است یا دوزیست؟!!!!!





نوع مطلب : دل نوشته، تعاریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 آذر 1392

 

کدام ماده غذایی با کدام دارو تداخل دارد؟

برترین ها به نقل از سلامت : شاید برای شما هم پیش آمده باشد که دارویی را با آبمیوه، چای یا شیر بخورید، اما نتایج بررسی های بسیاری نشان داده اند که مصرف برخی داروها همراه مواد غذایی می تواند باعث کاهش اثر دارو یا تشدید عوارض آن شود، این مطلب را تا انتها بخوانید تا در این باره بیشتر بدانید.

آب گریپ فروت و مشکلات قلبی

مصرف آب گریپ فروت با بسیاری از داروها ممنوع است. «گریپ فروت» حاوی ترکیب هایی است که میزان جذب برخی داروها ازجمله داروهای کاهنده چربی خون را از طریق دستگاه گوارش بالا می برد. مصرف داروهایی مثل سیمواستاتین با آب گریپ فروت می تواند باعث افزایش غلظت خونی آن تا 15 برابر و مشکلات عضلانی شود.

مصرف داروهای درمانگر سوزش سردل مثل داروی سیزاپراید هم با این آبمیوه ممنوع است زیرا می تواند باعث افزایش ضربان قلب شود. به طور کلی بهتر است تا 2 ساعت قبل از مصرف این داروها آب گریپ فروت ننوشید و درصورتی که پزشک برایتان داروها را تجویز کرد، در روز بیش از 250 سی سی از این آبمیوه ننوشید.

ضددردهای غیرمخدر و کافئین

کافئین موجود در قهوه، چای یا نوشیدنی های کولادار میزان جذب استامینوفن را افزایش می دهد و دوز بالای این ترکیب باعث آسیب های کبدی می شود. مصرف برخی داروها با نوشیدنی های کافئین دار نیز می تواند علایمی مانند لرزش، تعریق و لکنت در فرد ایجاد کند. مثلا هرگز نباید داروهای ضدآسم مثل تئوفیلین را با نوشیدنی های کولادار را به یک فنجان تا یک لیوان در روز کاهش دهید و بین ساعت های مصرف دارو و این نوشیدنی ها فاصله ای طولانی در نظر بگیرید.

داروهای ضدافسردگی و پنیر

داروهای ضدافسردگی با هیچ یک از انواع پنیرها سازگاری ندارند. برخی از پنیرها ازجمله موزارلا حاوی ترکیبی شیمیایی به نام «تیرامین» هستند. مصرف زیاد تیرامین با داروهای ضدافسردگی یا آنتی بیوتیک هایی مثل لینزولید که هنگام ابتلا به عفونت های شدید ریوی و پوستی تجویز می شوند، می تواند باعث افزایش شدید فشار خون شود. پس اگر تحت درمان با داروهای ضدافسردگی یا آنتی بیوتیک هستید، مصرف پنیر را کاهش دهید. فراموش نکنید سس سویا و ماءالشعیر هم سرشار از تیرامین هستند.

داروهای ضد انعقاد خون و بروکلی

مصرف بروکلی و کلم برای کسانی که تحت درمان با داروهای ضدانعقاد خوراکی مثل «وارفارین» هستند، ممنوع است چئون این سبزی ها حاوی ویتامین k هستند که آثار ضدانعقادی را کاهش می دهند. اگر فردی که داروهای ضدانعقادی مصرف می کند، بروکلی یا کلم بخورد، احتمال شکل گیری لخته های خونی در او وجود دارد. این مواد غذایی میزان تاثیر استامینوفن را که برای تسکین درد و کاهش تب تجویز می شود، پایین می آورند. اسفناج، آووکادو و کاهو نیز مانع ویتامین k هستند.

شیر و آنتی بیوتیک ها

نوشیدن شیر همراه برخی داروها به پوست و مجاری ادراری آسیب می زند زیرا کلسیم شیر تاخیر برخی داروها به خصوص آنتی بیوتیک هایی که برای مقابله با عفونت های پوستی و ادراری تجویز می شوند را کاهش می دهد. اگر پزشک برای درمان بیماری پوستی شما آنتی بیوتیک «تتراسایکلین» یا آنتی بیوتیک های مورد استفاده در عفونت های مجاری ادراری تجویز کرده است، آن را همراه شیر یا بلافاصله بعد از مصرف شیر نخورید. شیر حتی می تواند اثر  آسپرین  را هم کاهش دهد زیرا مصرف زیاد آن میزان اسیدیته ادرار را تغییر می دهد و باعث دفع بیشتر دارو می شود. بهتر است بین مصرف محصولات لبنی به خصوص شیر و این داروها 2 ساعت فاصله بیندازید.

داروهای ضدفشار خون و شیرین بیان

تاثیر شیرین بیان به علت داشتن ترکیبات خاصی که دارد و با مهار سدیم و دفع پتاسیم، فشار خون را بالا می برد. به همین دلیل، مصرف آن عوارض ثانویه کورتون ها (مثل پوکی استخوان، ورم و آب سیاه) را بالا می مبرد. مصرف این دارو با ادرارآورها نیز ممنوع است زیرا باعث دفع پتاسیم می شود و کمبود پتاسیم عامل بروز مشکلاتی در ریتم ضربان قلب خواهد شد. توصیه می شود اگر تحت درمان های دارویی هستید، بیش از 10 گرم گیاه شیرین بیان به شکل پاستیل، شکلات و چای یا سایر نوشیدنی ها، مصرف نکنید.

چگونه جلوی تداخلات دارویی – غذایی را بگیریم؟

می توان در این مورد از پزشک متخصص با داروساز سوال کرد. وقتی داروی جدیدی برایتان تجویز می شود، حتما از پزشک در مورد تداخلات دارویی – غذایی مربوط به آن بپرسید. اقدام بعد، مطالعه دقیق دستورالعمل موجود در بسته بندی داروست و بهترین کار این است که در هر صورت داروها را فقط با آب ساده بخورید. فراموش نکنید هرگز چند دارو و حتی مکمل ها را هم نباید با یکدیگر مصرف کرد. مخلوط کردن مواد داخل کپسول ها نیز جز با تجویز پزشک کار صحیحی نیست.

(برگرفته از سایت نیاز روز)




نوع مطلب : دانشجویان من، درمان، پاسخ سوالات رایج ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 19 آذر 1392

 

سه روز از مرگ نلسون ماندلا می گذره . آدم عجیبی که بعد از 27 سال گذر عمر در زندان آپارتاید. وقتی آزاد شد حرف از گذشت می زد!! کسی که بعد از 4 سال ریاست جمهوری به دنبال حق رایی که حاصل عمر او در زندان بود برای هم رنگ های خودش ، از ریاست جمهوری کناره گرفت. بعضی ها می گن دلیلش این بوده که گفته چون سالیان زیادی در زندان و ازجامعه بدور بوده با شرایط جدید مردم و جامعش آشنا نیست ! عجیب نیست ؟؟

امروز در خبر ها خوندم که سفارت کشور ماندلا در تهران دفتری گذاشته تا مردم ایران نظراتشون را در آن در مورد ماندلا بنویسن و این کار رو در کشورهای مختلف دنیا انجام داده. من به اون دسترسی ندارم. این جا که می شه بنویسم  اگر یک پاراگراف بخوام راجع بهش بنویسم می پرسم : چطور این همه گذشت ؟ چطور این همه صبر ؟ و چطور خاموش کردن کینه این همه سال زندان سخت تبعیض نژادی؟ چطور حتی دادستانی که تو را به این همه زندان و مرگ محکوم کرده بود رو به عنوان یک رهبر  به نهاردعوت کردی و اون رو بخشیدی ؟و چه خوب که دیدی نتیجه کارت رو. روحت شاد و یادت گرامی

به گزارش مجله مهر ساعت 20:20 پنجشنبه، پنج دسامبر به وقت ژوهانسبورگ، نلسون ماندلا در 95سالگی دار فانی را وداع گفت. درست در همان زمان، دو دختر او زیندزی و زنانی در مراسم خصوصی نمایش فیلمی حضور داشتند که پدرشان هیچ وقت فرصت نکرد آن را تماشا کند. فیلمی به نام «راه طولانی آزادی» که پخش آن با اعلام مرگ ماندلا توسط جاکوب زوما رئیس جمهور افریقای جنوبی متوقف شد اما به درخواست دختران ماندلا نمایش آن دوباره ادامه پیدا کرد.

او در سال 1992 حاضر شد تا در فیلم مالکومX  به عنوان بازیگر حاضر شود و نقش مربی شهر سوتو را در این فیلم بازی کند.جمله ای که ماندلا باید می خواند این بود: «اعلام می‌کنیم که حق داریم همانند دیگر انسان‌های زمین باشیم، و باید به عنوان انسان مورد احترام باشیم، و باید در این جامعه، بر روی این زمین، در این دوره از حقوق انسانی که خواهان احیای آن هستیم، برخوردار باشیم... به هر طریق لازم.» اما ماندلا به کارگردان فیلم گفت که نمی تواند عبارت به هر طریق لازم را جلوی دوربین بگوید چرا که ممکن است دولت آپارتاید از این عبارت علیه او استفاده کند. در نتیجه عبارت «به هر طریق لازم» در فیلم با صدای خود مالکولم (هنرپیشه داستان ) پخش شد.





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 17 آذر 1392

 

بیماری میوزیت و یا التهاب عضله یک بیماری خود ایمن است که در آن سیستم ایمنی بدن بر علیه عضلات و سایر ارگان ها مثل پوست و ریه فعالیت می کند. در این بیماری ضعف پیشرونده  عضلات ران و بازوها  علامت اصلی است . بلند شدن از زمین ، دست شویی و صندلی سخت می شود. بالا بردن دست ها و گاها قورت دادن لقمه مشکل می شود. گاهی خطوط قرمز رنگی دور پلک و تورم پلک ها دیده می شود. گاهی سر آرنج و زانو و پشت انگشتان لکه های صورتی دیده می شود. اگر ضایعات پوستی چشم گیر باشد اسم بیماری درماتومیوزیت می شود. باید توجه کرد ضعف عضلانی علل بسیار متعددی از عفونت ها، مصرف داروها و مواد سمی ، اختلال در کارکرد سیستم غدد دورن ریز و یون ها تا بیماری های عصبی وارثی دارد. پس تشخیص این بیماری با رد آن علل است و معمولا یک بررسی کامل و تخصصی لازم دارد. اندازه گیری آنزیم های عضلانی و بالا بودن آن ، انجام نوار عضله ؛ بیوپسی عضله در کنار رد سایر علل و انجام معاینات راه رسیدن به تشخیص است. پس از تشخیص باید علل زمینه ای ایجاد این بیماری همزمان بررسی شود. درمان آن با استفاده از مقادیر بالای کورتون و داروهای تعدیل کننده سیستم ایمنی به طور طولانی مدت انجام می شود. باید برای درمان این بیماری بسیار صبر و حوصله داشته باشید. اوایل ضعف زیاد و عدم توانایی انجام  کارهای روزمره خیلی شمارا ناراحت می کند. متاسفانه راهی نیست که یک هفته ای خوب شوید. ولی با صبر و حوصله و همکاری در مصرف داروها. کنترل عوارض دارو بخصوص کورتون ( در قسمتی از وبلاگ به تفضیل توضیحات لازم در مورد مصرف کورتون را داده ام که واجب است مطالعه کنید ) با توجه شما و همکاری پزشک درمان را راحت تر می کند. این داروها سیستم ایمنی را ضعیف می کند چاره ای نیست. کمتر در جاهای شلوغ قرار بگیرید. استراحت داشته باشید. در جای خود که دراز کشیده اید اندامهای خود را جمع و باز کنید و تکان دهید. تغذیه با مواد مغذی کم چرب و کم نمک داشته باشید. از همه مهمتر اینکه ناامید نشوید. بیماری پس از بهبود تا 1 سال بعد با حداقل دارو باید درمان شود. وضعیت بیماری و ضعف شما برای مدتی در اوایل بیماری ادامه دارد. معمولا ظرف یک تا دوماه بیماری به درمان جواب می دهد یعنی سیر بهبود آغاز می شودو لی رفع کامل ضعف گاها تا 5 تا 6 ماه طول می کشد. گاهی کامل رفع نمی شود و لی در حد انجام فعالیت های معمول مشکل رفع می شود. اکثر مواقع بهبودی حاصل می شود. ممارست به فعالیت و ورزش در هر مرحله از بیماری بسته به شرایط. استراحت درمواقع تشدید بیماری اساسی است. بررسی قلب و ریه درحین بیماری به فواصل معین باید انجام شود تا اگر مورد ابتلا قرار گرفتند درمان شوند ( مانند تنگی نفس و یا جمع شدن مقداری آب دور قلب). گاها داروهایی مثل IVIG و داروهای سنگین تری بسته به شرایط برای بیمار شروع می شود تا درمان شود. در هر صورت اعتماد شما به پزشک و صبر و حوصله در درمان و پیگیری های منظم باعث می شود پاسخ مناسب درمانی داشته باشید. بیماری میتواند یک سیر بهبود و عود داشته باشد. آزمایشات دوره ای برای بررسی وضعیت بیماری همراه با معاینه ضروری است. گاهی خود کورتون باعث تشدید ضعف می شود که پزشک تشخیص می دهد و مقدار دارو را نتظیم میکند. در نهایت همکاری خانواده با شما تا موقع رفع ضعف ضروری است . پس بهتر است برای خانواده شرایط شما توضیح داده شود و برای همکاری آنها در انجام امور مربوط به شما تقسیم کار شود. این بیماری نسبت به بیماری های مادرزادی و ارتی ضعف عضله بسیار پیش آگهی بهتر دارد و درمان پذیر است.

 





نوع مطلب : درمان، پاسخ سوالات رایج ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 آذر 1392

می گویند متوسط عمر عقاب 30 سال است و متوسط عمر کلاغ 300 سال! شعر زیبای دکتر پرویز خانلری

گشت غمناک دل و جان عقاب

چو ازو دور شد ایام شباب

دید کش دور به انجام رسید

آفتابش به لب بام رسید

خواست چاره ناچار کند

دارویی جوید و در کار کند

صبحگاهی زپی چاره کار

گشت بر باد سبک سیر سوار

گله آهنگ چرا داشت به دشت

ناگه از وحشت ، پر ولوله گشت

و آن شبان بیم زده ، دل نگران

شد سوی بره نوزاد دوان

کبک در دامن خاری آویخت

مار پیچید و به سوراخ گریخت

آهو استاد و نگه کرد و رمید

دشت را خط غباری بکشید

لیک صیاد سر دیگر داشت

صید را فارغ و آزاد گذاشت

 

چاره مرگ نه کاری است حقیر

زنده را دل نشود از جان سیر

صید هر روز به چنگ آمد زود

مگر آن روز که صیاد نبود

***

آشیان داشت در آن دامن دشت

زاغکی زشت و بد اندام و پلشت

سنگ ها از کف طفلان خورده

جان ز صد گونه بلا در برده

سالها زیسته افزون ز شمار

شکم آگنده ز گند و مردار

بر سر شاخ ورا دید عقاب

ز آسمان سوی زمین شد بشتاب

گفت کای دیده ز ما بس بیداد

با تو امروز مرا کار افتاد

مشکلی دارم اگر بگشایی

بکنم هر چه تو می فرمایی

گفت ما بنده درگاه توییم

تا که هستیم هوا خواه توییم

بنده آماده بگو فرمان چیست

جان به راه تو سپارم ، جان چیست

دل چو در خدمت تو شاد کنم

ننگم آید که ز جان یاد کنم

این همه گفت ولی با دل خویش

گفت و گویی دگر آورد به پیش

کاین ستمکار قوی پنجه کنون

از نیاز است چنین زار و زبون

لیک ناگه چو غضبناک شود

زو حساب من و جان پاک شود

دوستی را چو نباشد بنیاد

حزم را باید از دست نداد

در دل خویش چو این رای گزید

پر زد و دور ترک جای گزید

زار و افسرده چنین گفت عقاب

که مرا عمر حبابی است بر آب

راست است اینکه مرا تیز پر است

لیک پرواز زمان تیز تر است

من گذشتم به شتاب از در و دشت

به شتاب ایام از من بگذشت

من و این شوکت و این شهپر و جاه

عمر از چیست بدین حد کوتاه ؟

تو بدین قامت و بال ناساز

به چه فن یافته ای عمر دراز ؟

پدرم از پدر خویش شنید

که یکی زاغ سیه روی پلید

با دو صد حیله به هنگام شکار

صد ره از چنگش کرده است فرار

پدرم نیز به تو دست نیافت

تا به منزلگه جاوید شتافت

لیک هنگام دم باز پسین

چو تو بر شاخ شدی جایگزین

از سر حسرت با من فرمود

کاین همان زاغ پلید است که بود

عمر من نیز به یغما رفته است

یک گل از صد گل تو نشکفته است

چیست سرمایه این عمر دراز

رازی اینجاست تو بگشای این راز

زاغ گفت از تو در این تدبیری

عهد کن تا سخنم بپذیری

عمرتان گر که پذیرد کم و کاست

گنه کس نه که تقصیر شماست

ز آسمان هیچ نیایید فرود

آخر از این همه پرواز چه سود ؟

پدر من که پس از سیصد و اند

کان اندرز بُد و دانش و پند

بارها گفت که بر چرخ اثیر

بادها راست فراوان تاثیر

بادها کز ز بر خاک وزند

تن و جان را نرسانند گزند

هر چه از خاک شوی بالاتر

باد را بیش گزند است و ضرر

تا بد آنجا که بر اوج افلاک

آیت مرگ بود پیک هلاک

ما از آن سال بسی یافته ایم

کز بلندی رخ بر تافته ایم

زاغ را میل کند دل به نشیب

عمر بسیارش از آن گشته نصیب

دیگر این خاصیت مردار است

عمره ر دار خوران بسیار است

گند و مردار بهین درمان است

چاره رنج تو زان آسان است

خیز و زین بیش ره چرخ مپوی

طعمه خویش بر افلاک مجوی

ناودان جایگهی سخت نکوست

به از آن گنج حیات و لب جوست

من که صد نکتهی نیکو دانم

راه هر برزن و هر کو دانم

خانه ای در پس باغی دارم

و اندر آن باغ سراغی دارم

آنچه زان زاغ همی داد سراغ

گند زاری بود اندر پس باغ

بوی بد رفته از آن تا ره دور

معدن پشّه، مقام زنبور

هر دو همراه رسیدند از راه

زاغ بر سفره خود کرد نگاه

گفت خوانی که چنین الوان است

لایق محضر این مهمان است

می کنم شکر که درویش نیم

خجل از ماحضر خویش نیم

گفت و بنشست و بخورد از آن گند

تا بیاموزد از او مهمان پند

***

عمر در اوج فلک برده بسر

دم زده در نفس باد سحر

ابر را دیده به زیر پر خویش

حـَیَـوان را همه فرمانبر خویش

بارها آمده شادان ز سفر

به رهش بسته فلک طاق خطر

سینه کبک و تذرو و تیهو

تازه و گرم شده طعمه او

اینک افتاده در این لاشه و گند

باید از زاغ بیاموزد پند

بوی گندش دل و جان تافته بود

حال بیماری دق یافته بود

دلش از نفرت و بیزاری ریش

گیج شد بست دمی دیده خویش

یادش آمد که در آن اوج سپهر

هست زیبایی و آزادی و مهر

فر و آزادی و فتح و خطر است

نفس خرم باد سحر است

دیده بگشود و به هر جا نگریست

دید گردش اثری زآنها نیست

آنچه بود از همه سو خواری بود

وحشت و نفرت و بیزاری بود

بال بر هم زد و برجست ز جا

گفت کای یار ببخشای مرا

سالها باش و بدین عیش بناز

تو و مردار تو و عمر دراز

من نیم در خور این مهمانی

گند و مردار ترا ارزانی

گر در اوج فلکم باید مرد

عمر در گند بسر نتوان برد

***

شهپر شاه هوا اوج گرفت

زاغ را دیده بر او مانده شگفت

سوی بالا شد و بالاتر شد

راست با مهر فلک همسر شد

لحظه ای چند در این لوح کبود

نقطه ای بود و سپس هیچ نبود





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 آذر 1392

این شعر زیبای ناصرخسرو رو برای یاد دوران کودکی خودم زمزمه می کردم. نصفش یادم رفته بود و نصفشم عوضی می خوندم! ولی حسش بهتر بود. اون موقع که بچه بودم و تو اتاق مادربزرگم (که خدا رحمتش کند زن بسیار فاضل و ادیبی بود) قدم می زدم و بلند بلند هر مصرعشو می خوندم و اون غلطامو می گرفت ومن می گفتم دوباره از اول ! اونقدر  خوندم تا حفظ بشمش و این حس حفظ شدن غروری بهم داده بود مثل عقابه ! خدا روشکر که معلمم کمون نداشت بزنه تو پرو بالم! حالا با هم بخونیمش . دیگه نمی خوام حفظش کنم حالا که سال ها از اون موقع می گذره خوب حسش می کنم حسی که همه ما در درونمون شاید تجربه کرده باشیمش. کاشکی درس های ادبیات تا آخر عمر هر کسی ادامه داشت و هر شعری رو در سن مناسبش مجبور می شدیم بخونیم. الان که دلم لک زده براشون کمتر می رسم. همیشه آرزوی کارهای نکرده....

بگذریم، تو رشته من همش تا اون عقابه می شی یک کمونی بالتو می ترکونه . شاید برای اینکه عقاب نشی ! هنوز خوشی خوب شدن یک مریضت به دلت ننشسته اون یکی که خیلی دوستش داشتی بستری می شه و .... ادامه داره. خلاصه شاید وقتی یک ساختمون بسازی یا سد و یا پل و... بتونی احساس عقابه رو حداقل یک هفته ای با خودت داشته باشی ولی ما خوب می دونیم که تلی از پشه های درحال جنبیدن رو ماکولای ( همون نقطه کوره دیگه؟) چشمامونن! 

روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاست
واندر طلب طعمه پر و بال بیاراست


بر راستی بال نظر كرد و چنین گفت
امروز همه روی جهان زیر پر ماست

بر اوج چو پرواز كنم از نظر تیز

می بینم اگر ذره ای اندر تك دریاست

گر بر سر خاشاك یكی پشه بجنبد
جنبیدن آن پشه عیان در نظر ماست

بسیار منی كرد و ز تقدیر نترسید
بنگر كه ازین چرخ جفا پیشه چه برخاست

ناگه ز كمینگاه یكی سخت كمانی
تیری ز قضای بد بگشاد بر او راست

بر بال عقاب آمد آن تیر جگر دوز
وز ابر مر او را به سوی خاك فرو كاست

بر خاك بیفتاد و بغلتید چو ماهی
وانگاه پر خویش گشاد از چپ و از راست

گفتا عجب است این كه زچوبی و زآهن
این تیزی و تندی و پریدن زكجا خاست؟

 زی تیر نگه كرد و پر خویش بر او دید گفتا
ز كه نالیم كه از ماست كه بر ماست
!






نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 14 آذر 1392

 

خارپاشنه اصطلاحی است که به  رشد یک زائده استخوانی کوچک در قسمت کف پایی پاشنه  پا گفته می شود. علائم آن بصورت درد کف پا قسمت پاشنه موقع گذاشتن پا به زمین و راه رفتن ایجاد می شود. علت رشد این زائده می تواند متفاوت باشد.  من جمله ارتروز ، کف پای صاف، چاقی و گاها بیماری های روماتیسمی مانند اسپوندلیت آنکیلوزان، بد گذاشتن پا موقع راه رفتن.  گاها این عارضه با التهاب محل اتصال عضلاتی که گودی کف پا را نگهداری می کنند به پاشنه همراه می شود. پس دردی ایجاد می شود که بازهم در کف پاست و موقع راه رفتن تشدید می شود. علت این عارضه دوم علاوه بر علل فوق با پوشیدن کفش های پاشنه بلند ( به عبارتی کفش های مادر فولاد زره که متاسفانه الان به شدت مد شده و کف پا رو دار می زنه!!)، راه رفتن روی پنجه پا ، دویدن زیاد و علل دیگر ایجاد می شود, البته پوشیدن کفش های تخت کالج بدون پاشنه و با کفه بسار نازک هم کم از اون کفش ها نمیارند و مناسب نیستند. افتراق این دو مورد از هم با رادیولوزی ساده است و روش های تصویر برداری دیگر معمولا لازم نیست. علت آن هر چه باشد افزایش وزن بسیار آن را تشدید می کند. پس برای درمان آن ابتدا با مصرف مسکن کوتاه مدت درد را آرام  می کنیم. بعد به پیدا کردن علت می پردازیم. معاینه کف پا  بسیار مهم است گاها کف پای صاف که بیمار از کفش مناسب کفی دار استفاده نمی کند این قضیه را همراهی می کند. بنابراین در طولانی مدت پوشیدن کفش مناسب و ساختن دمپایی مناسب کف پای صاف برای منزل ضروری است. حتی یک پاشنه بند طبی که با کش به دور مچ پا وصل می شود و در منزل و بیرون قابل استفاده است کافی است. ورزشهای کف پای صاف مثل غلتاندن یک شیشه نوشابه و یا مربای خالی با کف پا ، بالا و پایین رفتن با یک پا از یک پله ( ابتدا روی یک پا روی پله بایستید و بعد دنده عقب با همان پا از پله پایین بیایید)، نشستن و دراز کردن پاها ، انداختن یک شال بلند دور کف پا ها و کشیدن دو لبه شال با دو کف دست و فشار دادن کف پاها به شال به جلو ، شمردن تا 10 و شل کردن پا و تکرار آن، گرفتن یک خودکار با کل انگشتان پا و نگهداشتن آن برای 30 ثانیه و تکرار آن در روز  مفید است.  کنار گذاشتن کفش های مادر فولاد زره از همه مهم تر است. فیزیوتراپی کف پا می تواند کمک کند روش الکتروشوک ویو. در نهایت گاه تزریق در محل درد کمک کننده است و اگر این را ه ها جواب نداد و مدت 12ماه درمان متمادی مفید نبود. جراحی کف پا مثل آزاد کردن عضلات پشت پا محل اتصال به پاشنه و یا آزاد کردن فاشیای کف پا کمک می کند. یادتان باشد کفش های لژ دار پاشنه یک سره مثل دمپایی های ابری با لژ پهن خوب هستند.





نوع مطلب : درمان، پاسخ سوالات رایج ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 آذر 1392

تازه شروع به کار کرده بودم. اتاق کلینیک ویژه که وصفش صفایی داره! خانوم پیری خوش قیافه و خوش زبونی وارد اتاقم شد. چارقد گل گلی به سر نشست و با زبون گرمش گفت مادر همین عکسارو نگاه کن ، گفتن پوکی داری ببین زیاده ؟ گفتن مهرت شکسته باید توش سیمان بزنیم منم می ترسم همسایمون گفت بیام پیش شما. منم عکس ها رو برداشتم بردم بالا و یکی یکی نگاه کردم. گفت بزن به دستگاه مادر جون؛ نگاتوسکوپو می گفت ! خراب بود. من به کارم ادامه دادم. باز گفت بزن به دستگاه؛ گفتم مادر جون خوبه می بینم دستگاه خرابه. پا شد عکسا رو جمع کرد و گفت تو دیگه چه جور دکتری هستی؟! نمی دونی یه عکسو چجوری نیگاه کنی؛ بده دستگاتو درست کنن، بعدم رفت بیرون. اون روز بهم برخورد تو دلم غرغرم کردم که تو که نمی دونی تو کلینیک تا یک چیزی درست شه  چه ها باید بشه تازه اگه باز بعد تو شیفت دیگه خراب نشه و کلی توجیه دیگه.  حالا دستگاهم هنوز خرابه و خیلی چیزای دیگه تو وجودم که وقتی کسی میگه بهم برمی خوره و تو دلم بهش غر می زنم. نگاتوسکوپ دست من نیست ولی بقیه چیزا چی؟ تازه کو تا کسی بهم بگه! تو هم می ذاری میری اگه چیزی خرابه؟ پس حداقل مثل اون خانوم گلی بگو چرا رفتی دوست خوبم شاید یک روز تکونی بخورم درستش کنم




نوع مطلب : دل نوشته، تعاریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 8 آذر 1392

 

گاهی احساس می کنید که دست شما خواب می رود و یا سنگین می شود. بخصوص وقتی طولانی مدت گوشی تلفن را نگه می دارید و یا چادرتون رو نگه میدارید. یا صبح که از خواب بیدار می شید و حتی شب موقع خواب.این حالت گاهی با علائمی مثل گزگز و مورمور همراه می شه گاهی با درد انگشتان. بعضی وقت ها که شدید می شه حس می کنید که انگشت شست و سبابه گیر خوبی نداره و امکان افتادن اجسام از دستتون وجود داره. به این حالت می گن سندرم کانال کارپ. به علت فشاری که روی عصب در ناحیه کف دستی مچ  میاد این عصب تحریک می شه. همین علائم با دیسک گردنی که این عصب رو از بالا تحریک می کنه و گاها با علائم کم خونی و غیره هم ایجاد می شه . پس تشخیص اون با معاینات دقیق پزشک و انجام تست های مخصوص از بقیه موارد افتراق داده میشه و کار خود شما نیست. اما اگه تشخیص مسجل شد: باید این افراد از لحاظ ابتلا به دیابت و کم کاری تیروئید بررسی شوید. با نوار عصب شدت بیماری مشخص بشه و  با بستن مچ بند های فنری مخصوص که بهترینو حداقل  زمان بستن آن شب موقع خواب هست ، مصرف داروهای مسکن، تزریق کورتون در محل و غیره علائم کنترل می شه . ولی اگر علائم پیشرونده و یا ضعف عضلات وجود داشت با یک جراحی ساده ،عصب آزاد می شه. کنترل قند و تیروئید . رفع عامل زمینه ای و اصلاح کم خونی به درمان کمک می کنه. در مواردی مثل بارداری و چاقی مشکل با رفع عامل زمینه ای و درمان های ساده تا موقع رفع این عوامل انجام می شه. مصرف ویتامین 6ب در بعضی موارد توصیه شده . این ویتامین هم محدود باید مصرف بشه چون مصرف بی رویه خودش باعث آسیب عصبی می شه. اینکه آیا کارهای زیاد دستی در ایجاد و یا پیشرفت بیماری موثر هست یا خیر ثابت نشده ولی به طبع پرهیز از انجام کارهای سنگینی که رو مچ فشار می آورند بخصوص حرکاتی که باعث خم شدن مکرر مچ می شوند علائم را کمتر می کند





نوع مطلب : درمان، پاسخ سوالات رایج ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 3 آذر 1392

 

حتما جاهای دیدنی زیادی رو در کشور عزیز خودمون و یا جاهای دیگه بازدید کردی . جاهایی که هوش از سر آدم می پرونه چه از لحاظ قدمت تاریخی و یا هنری و یا زیبایی های طبیعی آفرینش. هر وقت به این جور جاها می رم در ضمن اینکه سعی می کنم از نگاه کردن به اون صحنه ها  نهایت لذت رو ببرم ، یک چیزی مدام آزارم میده. آدم هایی که این همه راه رو میان  تاواقعه و یا پدیده ای رو ببینن که شاید یک بار در عمرشون قسمت می شه ، بعد با کمال تعجب  تمام اون واقعه و یا حادته رو فقط از پشت عدسی دوربین فیلم برداری نگاه می کنن و در حالی که سعی می کنن حتی جزیی از اون، از صفحه دوربین دور نمونه ،با نهایت دقت به اون مونیتور کوچیک چشم می دوزن در حالی که اون لحظه می گذره و نوبت اونها تمام می شه و اون صحنه حتی یک بار هم با چشم مستقیمشون دیده نمی شه!!! این ماجرا منو به شدت ناراحت می کنه بخصوص وقتی با ارنج های بالازده و دوربین گندشون ببخشید ببخشید گویان جلوی چشم بقیه رو که آمدن تا با چشم خود ببینن رو می گیرن و از اینکه یکی بی خبر از جلوی دوربین رد شده اونقدر عصبی می شن که انگار نه انگار برای لذت بردن آمدن!!! 

نمی گم این هم از عواقب تکنولوژی !!! نه این ماییم که لذت ها و لحظه ها رو می سازیم. شاید یکی از اونها می خواد این لذتی رو که تعریفش رو زیاد شنیده و جزو آرزوهاش بوده با فرزندانش تقسیم کنه و به قول خودشون یکی هم می خواد جاودانش کنه ، پس اون ها رو قضاوت نمی کنم ، فقط چه چیز رو تقسیم و یا جاودانه می کنی لذتی رو که نچشیدی! من معتقدم اونهایی که که عکس های هنری بزرگی بیرون دادن و اثر های جاودانه ساختند قبل از آفرینش اون اثر، مدتها اصل لذت اون واقعه را مزه مزه کردن. و این داستان تمام زندگی من و توست. تا جوانیم و توانا خود رو از خیلی تفریحات این سن و سال محروم می کنیم ، وقتی توانش نیست با هوس جوانی اون رو مزه می کنیم ، بی مزه به نظر میاد و ادامه میدیم.

 در لحظه زندگی کردن ، یک هنر بزرگ شاد زندگی کردنه که در فرهنگ ما جای زیادی نداره ، سخت نیست ولی اراده می خواد.

بیمارانی دارم که هر بار که می بینموشون درد زیادی دارن . می گم چطوری؟ می گن خوبم، دیشب بچه هام اومده بودن با اجازتون دو تا شیاف مسکنم گذاشتم که بتونم پذیرایی کنم.  خوب خوش گذشت ؟ آره مادر! نوه ام انقدر بزرگ شده ماشالله که نمی شه بغلش کنم! و من میدونم برای درد دست هاشه که نمی تونه اون نوزادو بغل کنه ، من دوستشون دارم .اوایل غرولندی می کردم که چرا بی اجازه شیاف گذاشتی؟ مگه نگفتم باید استراحت کنی؟ ولی حالا ته دلم خوشحالم که زندگی رو این طور می بینه . دمی رو خوش می گذرونه که حقشه و این رو می بینه. در مقابل مر یضایی دارم که بچه هاشون همیشه دورشونن. از شون مرتب پذیرایی می کنن . میان نالون و گریون . چی شده ؟ دیشب خونه پسرم دعوت بودم . خیلی پام درد گرفت . خسته شدم منو دیر آوردن خونه.  

وقضاوت با تو





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 3 آذر 1392

سلام به تو دانشجوی عزیز من. مدتی است که از ته دل روست دارم درددلی با شما داشته باشم . بخصوص وقتی مشورت های متعددی در پرونده ها می بینم که توسط افراد مختلف در ساعات مختلف روز برای یک بیمار انجام شده و باران داروهایی که هر کدام از ما جداگانه بر معده بیمار بدبخت روان کرده ایم. دلم می خواد کمی خودت رو عقب بکشی و از دور به ماجرا نگاه کنی. فقط حساب کنی چندبار در مدت بستری بیمار اشعه؛ پروسیجر ، آزمایش و دارو به این بیمار روی تخت که اگه به حال خودش رهاش کنی شاید بدنش به بیماری غلبه کنه تحمیل می کنی؟ گاهی افسوس می خورم که شده ایم بازیچه دست مافیای بزرگ شرکت های دارویی و تولید وسایل تشخیصی. نمی گم از اون ور بام بیفتیم و یه هومیوماتی و ورد خوندن رو بیاریم . می گم قبل از هر تجویزی فکر کنیم. که دنبال چه می گردیم چرا و آیا ضروری است و راه راحت تری وجود ندارد؟ می دونی مرگ و میر ایاتروژنیک از علل عمده مرگ در کشورهای پیشرفته است؟! 
دیروز مریضی بهم می گفت که وقتی هر وعده داروهامو می خورم انقدر زیاده که فکر می کنم دارم خودکشی می کنم!  نمی دونم فقط فکرمی کرد و یا به دستور ما خودکشی واقعی می کرد؟




نوع مطلب : دانشجویان من، درمان، تعاریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 آذر 1392





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی