تبلیغات
دکتر صاحباری - مطالب تیر 1393
دکتر صاحباری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پاسخدهی سوالات رایج در مورد بیماری های روماتیسمی و شیوه درمان و عوارض آنها و راههای پیشگیری از عوارض و ابتلا به بیماری های شایع جامعه کنونی مانند آرتروز و پوکی استخوان می پردازد

مدیر وبلاگ : دکتر مریم صاحباری
نظرسنجی
وبلاگ پیش رو چقدر در پاسخ دهی به سوالات شما مفید است؟




 

پدیده رینود به تغییر رنگ انگشتان دست در مواقع مواجهه با سرما و گاه استرس گفته میشه. انگشتان کبود و سفید و قرمز می شوند. معمولا سوزش و احساس سوزن سوزن شدن همراهش هست. هم در دست هم در پا اتفاق می  افته. علل بسیار مختلفی داره مثل:

مصرف داروها: ایندرال، متورال، ارگوتامین سی و ...

ب: اختلالات عروقی مثل کسانی که به علت تصلب شرایین در پاها کاهش خونرسانی دارن

ج: اختلال اعصاب محیطی سمپاتیک مثل سندرم کانال کارپ ( فار روی عصب دست) ، مصرف دارواهای موثر روی سمپاتیک، دیابت، آمیلوئیدوز

چ: مصرف سیگار زیاد و بیماری بورگر

ح: بیماری های روماتیسمی مثل اسکلرودرمی ، لوپوس، درماتومیوزیت و سندرم آنتی فسفولیپید

چ: گاهی ضربه های مکرر به دست مثل کار با مته های دستی کندن زمین

ه: بعضی بیماری ها که باعث افزایش تولید پروتیین های خاص در بدن میشن مثل کم کاری تیروئید و ...

ی: و در اکثر موارد علت ناشناخته میمونه

برای تشخیص علت جدا از شرح حال توصیه میشه یک سری آزمایشات روماتیسمی ساده و بررسی انگشت و بستر ناخن با میکروسکوپ مخصوص توسط پزشک با تجربه انجام بشه. اگر علتی پیدا نشد در مان علامتی هست:

اول از همه رعایت تماس با سرما: پوشیدن دستکش و جوراب و گرم نگهداشتن آنها. پوشیدن جلیقه گرم به اندازه دستکش مهم است. عدم مصرف داروهای موثر بر سیستم عروق و اعصاب بدون درمیان گذاشتن مشکل خود با پزشک.

درمان دارویی با نظر پزشک ( داروهای گشاد کننده ورقیق کنده  رگ مثل املودیپین، دیلتیازم، نفیدیپین، فلوکستین ، پرازوسین ، و... )

مراجعه منظم به پزشک بصورت دوره ای برای چکاب و  کنترل علائم

 





نوع مطلب : دانشجویان من، پاسخ سوالات رایج ، درمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 27 تیر 1393

  در خیالم میپندارم به دشتی پر سکوت رفته ام.
کفش برکنده و پای عریان بر شن های داغ نهاده و منم ومن و شاید در گوشه ای خزنده ای در خاک که صدای زنگ خزیدنش به گوش می آید.
و من اینجایم تا فریاد زنم : این منم ، در پس این خنده ها و چهره ای که همیشه خطوطی یکسان دارد منی است که گه شاد می شود و گه غمگین، می رنجد ،گاه وجودش پر از نفرت می شود و گاه کودکانه در خلوت خویش می گرید.
فریاد می زنم در خیال ای دوست، من آن نیم که تو می بینی. من نیز می ترسم در حد مرگ. من نیز ایمانی    سست دارم که مرا می هراساند و من پر از خالیم                      
دلم می خواهد به خود بخندم و بشکنم این تنگ بلورین تنگ را
ولی باورت می شود، این جا نیز زیر لب به خود پوزخند میزنم   و می ترسم تا در این خلوت  دلخواسته که جز من و من کسی نمیبیند به خود بخندم!! تا در نظر دیگرانی که هر چه می کاوم نمیفهمم کجای زندگیم را از عمق اشغال کرده اند کوچک شمرده نشوم.
و میپندارم که بیمارم،سخت بیمارم
تو می گویی من خوب می شوم ای دوست؟





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393

همون طور که اگه تا به حال با من تو وبلاگم اشنا شده باشید متوجه شدید. یکی از چیزایی که  خیلی برای من مهمه و اون رو از نقاط ضعف فرهنگ فعلی جامعه ام می دونم . قضاوت کردن ها  بخصوص و متاسفانه در جمعیه که فقط سفید و سیاه میشناسن و خاکستری در تعریفاشون وجود نداره و بنابرین همه چیز به دو دسته خوب یا بد در نظرشون تبدیل میشه. دلم نیامد این بیت زیبای حافظ شیرازی رو این جا نیارم و این نگرش زیبا رو. این رو این جا می گذارم چون طرف صحبت  من توی این وبلاگ اکثرا افرادی مثل خودم هستند که ادعای عاقل بودن دارند و با توجه به فضایل و موقعیت هاشون عاقل هم هستند:

یکی از عقل می لافد یکی طامات میبافد            بیا کین داوری ها را به پیش داور اندازیم





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 تیر 1393

 

 دیدید بعضی وقت هابدست آوردن بعضی نامها و یا افتخارها و یا مدارج ترقی تو بعضی سیستم ها و کشور ما با دونستن فوت و فنش می تونه خیلی سریع و راحت طی بشه و کسی هم نیست که آنچه روی کاغذ هست رو با آنچه در واقعیت هست تطبیق بده!

من توی همین سیستم هم دیدم که بین اونایی که میگذارن وقتی همه به شایستگیشون  اعتراف می کنن بعدش سعی می کنن برای کسب این مراحل اقدام کنن . حتی مردم معمولی تر و اونایی که از روند این مراحل سر در نمیارن فرق می گذارند. چه برسه به اونایی که میدونن

پس به افتخار  دل و وقلب اونایی که شایسته هستند و شایستگیشون به هیچ کس پوشیده نیست  و اسمشون تو دل همه هست ولی شاید هنوزم می گن زوده. دمشون گرم که هنوزم تو این دنیای کاغذ بازی ارزش بعضی عنوان ها رو حفظ می کنن. اسمشون همیشه  بالای بقیه است هر چند رو کاغذ شاید نباشه.

دم اونایی هم گرم که وقتی به اسمی و یا مقامی میرسن غیرتشون باعث میشه که به اون اسم و مقام چیزی اضافه کنن. نه اینکه چون بهش رسیدن دیگه ولش کنن و اون اسم رو خراب کنن.

ما همه در قبال اسمی که بهش رسیدیم مسوولیت داریم . پس اگه احساس می کنیم هنوز وقتش نیست باید صبر کنیم حتی اگه  ایزار کسبش در دسترسه.

می دونید الان فکر می کنم اگه برای "مادر و پدر" شدن هم این طور فکر می کردیم، یعنی وقتی که از لحاظ شخصیتی مناسب کسب این نام های مقدس بودیم اقدام می کردیم. دنیامونو بهتر می ساختیم خیلی بهتر





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 تیر 1393





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی