تبلیغات
دکتر صاحباری - مطالب دل نوشته
دکتر صاحباری
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ به پاسخدهی سوالات رایج در مورد بیماری های روماتیسمی و شیوه درمان و عوارض آنها و راههای پیشگیری از عوارض و ابتلا به بیماری های شایع جامعه کنونی مانند آرتروز و پوکی استخوان می پردازد

مدیر وبلاگ : دکتر مریم صاحباری
نظرسنجی
وبلاگ پیش رو چقدر در پاسخ دهی به سوالات شما مفید است؟




باز هم سلام

بیمارمحترم. گاهی سخنانی از شما می شنوم که متاسفم میکنه این همه کم لطفی  دوستان و همکاران.. .

دوستان در سیستم دانشگاهی که همه ما زیر ذره بین هستیم، توصیه به تهیه دارو از داروخانه ای. رادیولوژی در جای خاصی ، سونوگرافی در جای خاص ، آزمایش جای خاص و.... که هر کدام از پزشکان به نوعی بسته به رشته نخصصی مربوطه این توصیه ها رو انجام میدن... دلیل بر قرارداد ما با اونجا نیست... اینکه میگن دکتر فلانی پول  میگیره میگه برین اونجا... فلان داروخونه پول میده به دکتر مریض بفرسته...

 

کمی با خودتون فکر کنید...

جان جان شما! دارو داروی شما .. انواع مارک های مختلف یک دارو در بازار.. پزشک هر چقدر هم خوش خط .. بازم داروخانه به خط پزشک آشنا میشه و نوع داروی مورد نظر رو میاره و اگه مشکلی داشت و یا نتونست نسخه رو بخونه تماس میگیره و مشکل رو رفع میکنه...

در ضمن کسی قداره بدست شما رو به جاهای پیشنهادی نمیفرسته... شما آزادید ولی حق شماست بدونید که محل های مورد اعتماد پزشک شما بر اساس تجربه کجاست حتی اگر پزشک رو متهم کنید این حق شماست...

پس کمی فکر کنید و بعد هر آنچه به شما از سر غرض ورزی گفته میشه باور کنید.. اینکه از ترس حرف های شما  به شما آنچه به صلاح شماست پیشنهاد نشه حق شما نیست

 تجربه هر رادیولوژیستی در یک کارتخصصی است و ارجاعاتش در اون کار بیشتر است، هر آزمایشگاهی ممکنه یک سری از آزمایشات رو عالی انجام بده بسته به ارجاعاتش ، هر داروخانه ای بسته به پزشک های اطراف و متقاضی داروهای تخصصی مربوط رو بیشتر میاره و هر پزشکی نمیتونه به همه داروخانه های سطح شهر بگه فلان مارک دارو رو برام بیارید که تجربه تابت کرده بهتر اثر میکنن....

در نهایت هدف دست یابی به سلامت شما با حداکثر اطمینان هست.. امید به سلامت همه بیماران گرامی

 





نوع مطلب : درمان، عوارض، دل نوشته، تعاریف، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 4 شهریور 1393

  در خیالم میپندارم به دشتی پر سکوت رفته ام.
کفش برکنده و پای عریان بر شن های داغ نهاده و منم ومن و شاید در گوشه ای خزنده ای در خاک که صدای زنگ خزیدنش به گوش می آید.
و من اینجایم تا فریاد زنم : این منم ، در پس این خنده ها و چهره ای که همیشه خطوطی یکسان دارد منی است که گه شاد می شود و گه غمگین، می رنجد ،گاه وجودش پر از نفرت می شود و گاه کودکانه در خلوت خویش می گرید.
فریاد می زنم در خیال ای دوست، من آن نیم که تو می بینی. من نیز می ترسم در حد مرگ. من نیز ایمانی    سست دارم که مرا می هراساند و من پر از خالیم                      
دلم می خواهد به خود بخندم و بشکنم این تنگ بلورین تنگ را
ولی باورت می شود، این جا نیز زیر لب به خود پوزخند میزنم   و می ترسم تا در این خلوت  دلخواسته که جز من و من کسی نمیبیند به خود بخندم!! تا در نظر دیگرانی که هر چه می کاوم نمیفهمم کجای زندگیم را از عمق اشغال کرده اند کوچک شمرده نشوم.
و میپندارم که بیمارم،سخت بیمارم
تو می گویی من خوب می شوم ای دوست؟





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 13 تیر 1393

همون طور که اگه تا به حال با من تو وبلاگم اشنا شده باشید متوجه شدید. یکی از چیزایی که  خیلی برای من مهمه و اون رو از نقاط ضعف فرهنگ فعلی جامعه ام می دونم . قضاوت کردن ها  بخصوص و متاسفانه در جمعیه که فقط سفید و سیاه میشناسن و خاکستری در تعریفاشون وجود نداره و بنابرین همه چیز به دو دسته خوب یا بد در نظرشون تبدیل میشه. دلم نیامد این بیت زیبای حافظ شیرازی رو این جا نیارم و این نگرش زیبا رو. این رو این جا می گذارم چون طرف صحبت  من توی این وبلاگ اکثرا افرادی مثل خودم هستند که ادعای عاقل بودن دارند و با توجه به فضایل و موقعیت هاشون عاقل هم هستند:

یکی از عقل می لافد یکی طامات میبافد            بیا کین داوری ها را به پیش داور اندازیم





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 8 تیر 1393

 

 دیدید بعضی وقت هابدست آوردن بعضی نامها و یا افتخارها و یا مدارج ترقی تو بعضی سیستم ها و کشور ما با دونستن فوت و فنش می تونه خیلی سریع و راحت طی بشه و کسی هم نیست که آنچه روی کاغذ هست رو با آنچه در واقعیت هست تطبیق بده!

من توی همین سیستم هم دیدم که بین اونایی که میگذارن وقتی همه به شایستگیشون  اعتراف می کنن بعدش سعی می کنن برای کسب این مراحل اقدام کنن . حتی مردم معمولی تر و اونایی که از روند این مراحل سر در نمیارن فرق می گذارند. چه برسه به اونایی که میدونن

پس به افتخار  دل و وقلب اونایی که شایسته هستند و شایستگیشون به هیچ کس پوشیده نیست  و اسمشون تو دل همه هست ولی شاید هنوزم می گن زوده. دمشون گرم که هنوزم تو این دنیای کاغذ بازی ارزش بعضی عنوان ها رو حفظ می کنن. اسمشون همیشه  بالای بقیه است هر چند رو کاغذ شاید نباشه.

دم اونایی هم گرم که وقتی به اسمی و یا مقامی میرسن غیرتشون باعث میشه که به اون اسم و مقام چیزی اضافه کنن. نه اینکه چون بهش رسیدن دیگه ولش کنن و اون اسم رو خراب کنن.

ما همه در قبال اسمی که بهش رسیدیم مسوولیت داریم . پس اگه احساس می کنیم هنوز وقتش نیست باید صبر کنیم حتی اگه  ایزار کسبش در دسترسه.

می دونید الان فکر می کنم اگه برای "مادر و پدر" شدن هم این طور فکر می کردیم، یعنی وقتی که از لحاظ شخصیتی مناسب کسب این نام های مقدس بودیم اقدام می کردیم. دنیامونو بهتر می ساختیم خیلی بهتر





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 1 تیر 1393

امروز روز من است. امروز که با تو حرفی دارم . می خواهم از تو که اسمت را دوست گذاشته ام بپرسم این جمله راست است؟

خوانده ام که

هرگز به اینکه به تعداد موهای سرت دوست داری مباهات نکن

وقتی به کمک نیاز داشتی می فهمی که کچلی!!

آیا حالا که تعدا دوستانمان در عالم مجاری سر به فلک گذاشته این جمله به حقیقت نزدیکتر شده؟

 





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 29 خرداد 1393

 

باز می آید صدای پای او

باز می بینم نگاه  گرم او

باز می لرزد دلم در سینه ام

 باز می پرسد سوالی از منم؟

این چه حالی است در من آمده؟

کودکی یا شیطنت یا  اضطراب؟

هر چه هست من را به دیرین ها برد

حس خوب همکلاسی ، درس پرسیدن، جواب

حس  شادی ، کودکی ها، شیطنت

حس خوبی که معلم میدهد

 

 

 





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 9 خرداد 1393

امروز روز جهانی حکیم عمر خیام ، شاعر ، ستاره شناس ، ریاضی دان بزرگ ایرانی و خطه خراسان است. یادش گرامی ، روحش شاد و مایه افتخار.

شاعری که اشعارش توسط فیتز جرالد به زبان انگلیسی ادبی برگردان شد:

دو رباعی بسیار زیبای آن را تقدیم می کنم اولی را به خودم و دومی را به همه دانشجویان پزشکی:

 

یک چند به کودکی به استاد شدیم         یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید         از خاک برآمدیم و بر خاک شدیم

 

                                                                               ******88888

اسرار ازل را نه تو دانی و نه من               وین حرف معما نه تو  خوانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو        این پرده در افتد نه تو مانی و نه من

 

 

 





نوع مطلب : دل نوشته، دانشجویان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 اردیبهشت 1393

گاهی گمان نمی کنی ولی می شود

گاهی نمی شود که نمی شود!

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه بنام تو می شود

گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست

گاهی تمام شهر گدای تو می شود





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393

دانشجوی عزیزم سلام . بعدسالها بوی همکلاسی ها به مشامم رسیده و احساس شکفته شدن دارم  گویی. شادم و  از ته دل سرخوش. در نفسی روزها می گذرد و شما بدون اینکه بفهمید چه دوستانی درکنارتان هستند چه فرهیختگانی از بهترین ها را درکنار دارید از کنار هم می گذرید و بعد سالها می بینید که دنبال دوست بوده اید . آب در کوزه و ما گرد جهان می گردیم!!! شاید زائده سن شماست. ولی دریغ از ندانستن قدر دوستان و نشناختن هم صندلی های شما همونا که وقتی سر تشریح اناتومی پشتشون وای میستین و از قد بلندشون حرص می خورید یک روز زیر سایه قدشون با افتخار به بقیه می گین اینو می بینی ما با هم همکلاسی بودیم .

همونایی که جزوه می نوشتن برامون و الان مقاله می نویسن برای همه. همونا که ساده و مظلوم کنار کلاس می نشستن و الان برای خودشون  ساده و بی الایش به همین مردم خدمت می کنن و اونها که دیگه بین ما نیستن . دریغ

همونا که همیشه مخالف تصمیم جمع می گرفتن برای امتحانا برای تعطیلی ها و حالا یک دفعه یک جایی میبینیشون و مثل کوه پشتت وای می ستن

اینه حال من . شما ها قدرشو از الان بدونین

گاهی نفسی تو را به دنیایی می برد که پر از گل است.

 

 





نوع مطلب : دل نوشته، دانشجویان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 14 اردیبهشت 1393

سلام و صد سلام به دوستان خوبم. امیدوارم سالم و سرخوش باشید

روزی از راه می رسه که  اسمش روز معلم هست . روز بزرگان  و حکیمان و روزی که من ساهای سال از تبریک گفتنش به آنها که شایسته اش بودن لذت بردم. بعد خداوند افتخاری به من داد تا خودم هم در این روز مقدس مورد تبریک و محبت واقع بشم. و حال از خودم میپرسم آیا شایسته این لطف  هستم؟؟

خداوند گاهی نعمتی را برای شایستگیت به تو می دهد و گاه نعمتی را برای اینکه تو را امتحان کند. هم ببیند آیا شکرگزارش هستی یا خیر و هم اینکه این سعادت هدیه شده تو را به کمال می رساند یا خیر؟ خدایا من را در این امتحان سربلند کن.

و اما این روز را به تمام معلم های شایسته ام تبریک می گویم چه آنها که در محضرشان علم آموخته ام تا شما دانشجویانم که در حضور با شما بسیار از شما آموختم.

کاش دلها000000





نوع مطلب : دل نوشته، دانشجویان من، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393

باز کن پنجره هاراکه نسیم روز میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد!

و بهار روی هر شاخه کنار هر برگ  شمع روشن کرده  است!

همه ی چلچله ها برگشتند و طراوت را فریاد زدند!

کوچه یک پارچه آواز شده  است! و درخت گیلاس جشن اقاقی ها

 را گل به دامن کرده است! باز کن پنجره ها را ای دوست!

هیچ یادت هست ؟که زمین را عطشی وحشی سوخت؟

برگها پژمرده اند ؟ تشنگی با جگر خاک چه کرد؟هیچ یادت هست؟

 توی تاریکی شبهای بلند سیلی سرما با تاک چه کرد ؟ با سر وسینه ی

 گلهای سپید نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟هیچ یادت هست؟

حالیا معجزه باران را باور کن !و سخاوت را در چشم چمن زار ببین

 و محبت را در روح نسیم که در این  کوچه تنگ با همین دست تهی روز

 میلاد اقاقی ها را جشن میگیرد!خاک جان یافته است!تو چرا سنگ  شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟ باز کن پنجره ها را و بهاران را باورکن!

 بهاران را باور کن!

                                                                      





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 24 اسفند 1392

 

بیماران من و اغلب پزشک ها به جرات می توان گفت کسانی هستند که بیشترین وقت ما با اونها می گذره حتی بیشتر از خانواده هامون. هیچ وقت به این مسئله دقت کردین که وقتی بار اول پیش یک پزشک میرین چقدر سریع یک رابطه دو طرفه شکل می گیره که  شما بدون اینکه پزشکتو درست و حسابی بشناسی و اون هم شما رو همینطور ، شما دردت رو می گی و اون هم برات نسخه می پیچه !! به نظر من این نوع رابطه در نوع خودش بی نظیره و تجربه ای لذت بخش برای هر دو طرف.

من معتقدم هر پزشکی بیمارشو دوست داره ؛ این جدا از احترام و ادبه. این هم جرئی از رابطه چند دقیقه ایه که براتون گفتم. حتما بیمار از پزشکش خیلی انتظار ها داره و حق هم داره ولی همین بیمار وقتی میاد داخل با کمال نجابت وقت رو در نظر می گیره و مریضای پشت در  رو همچنین.  هر چند مشکل پزشک بدبخت با اون همه شماره که کلینیک براش ردیف کرده و به هیچ وجهی این مشکل حل نمیشه ! به مریض ربطی نداره و با اینکه کلی تو نوبت وایساده بازم با حجب و حیا سریع راجع به بیماریش حرف میزنه ولی بازم بعضی کارای شما بیمارای دوست داشتنی منو متعجب می کنه . این جا وبلاگ منه دلم می خواد راجع بهش حرف بزم که رو دلم نمونه ، شما هم به چشم درددل بهش نگاه کنین نه چیزی بیشتر:

1.  چرا وقتی پاتون درد می کنه مثلا زانو ،4 تا شلوار تنگ رو هم می پوشین و یک زانو بند روش که با کمک خانواده و دوستانو و اشنایان هم نشه اون زانو رو زیارت کرد؟ که

2. چرا وقتی آرنجتون درد می کنه تنگ ترین کت  کمدتونو می پوشین میاین پیش من که با هم نتونیم نه درش بیاریم نه اون آستینو بالا بدیم؟

3. چرا فکر می کنین هر جاتون درد می کنه باید رو من نشون بدین ؟ هیچ فکر کردین اگه روزی چهل نفر پس کله و زانو و ستون فقرات شما رو فشار بدن  و یا بهش مشت بزنن ! اونم هر روز هفته تازه گاهی با همون شدت دردی که خودشون دارن چه حالی بهتون دست می ده؟

4. چرا وقتی می پرسم مشکلتون چیه هی عکس و آزمایشاتونو می ذارین رومیز میگین اینا رو نگاه کن می فهمی ! شما که باید بیشتر ازمن بخواین معاینه بشین چرا یک مشت کاغذو به دکترتون ترجیح می دین؟ 

5.  چرا وقتی میاین تو مدت زیادی از وقتتونو به توضیح اینکه چقدر معطل شدین می گذرونین و اینکه چقدر پشت در خسته شدین ؟ می دونم واقعا سخته بخصوص تو کلینیک ما امکان تعیین دقیق زمان ویزیت نیست . ولی کاریش نمیشه کرد . فقط وقت منو و خودتون هدر می ره. مطمئن باشین منم از این وضعیت راضی نیستم ولی دست من نیست.

6. چرا می خواین کل داروهای قلب و فشارو چربی و غیره رو من بنویسم براتون؟ بهتر نیست پزشک معالج خودتون بنویسه تا دارو ها رو تنظیم کنه ، و با دقت بیشتر داورها رو براتون توضیح بده؟ در ضمن نسخه های ما خیلی شلوغه این جوری مثل دعای رمال ها می شه!!!

7. خواهش می کنم از گله مریضای پشت در حرف نزنین !! اونا خودشون به اندازه کافی می گن

8. چرا فکر می کنین اگه سر منشی من داد بزنین و هی شلوغ کنین کارتون راه می فته ؟ مریضی که داخله و من دارم ویزیتش می کنم مثل شما حق داره تا من با حواس جمع به حرفاش گوش بدم و شما با این کار این حق رو از اون و چند تا مریض بعدی می گیرید. من برای درست کار کردن احتیاج به ارامش دارم. می دونم که انتظار برای شما سخته ولی اگه براتون من و منشیم که تا دیروقت باید اونجا  کار کنیم مهم نیستیم حداقل به حق خودتون و مریضای دیگه که نیاز به ارامش من دارن فکر کنید. می دونم شما مریض هستید و طاقتتون کمه و خیلی وقت ها می بینم که مریضم مظلوم و بی رمقه واین سرو صداها از همراهی هاست. امان از دست همراهی ها!!!!

9. من همراهی داخل راه نمی دم مگر اینکه بیمارم کودک باشه و یا نوجوان ؛ زبان فارسی بلد نباشه و یا به علت خاصی نیاز به کمک برای معاینه داشته باشه و یا بسیار مسن باشه. این کار علل زیادی داره من جمله اینکه تجربه ثابت کرده بیمار وقتی با آشنای خودش داخل نیست راحت تر راجع به بیماریش صحبت می کنه و خیلی چیزا هست که شاید نخواد  اقوامش بدونن. دوما بیمارم با اطمینان بیشتری به حرف من گوش میده  و بهتر هم گوش میده چون به امید همراهش نیست. ولی یکی از علل عمدش اینه که شما همراهی ها وسط مریض دیدن من به جای مشکل مریضتون راجع به دردای خودتون حرف می زنید و کلی وقت منو می گیرید تا به  جای دیدن مریضتون به سوالای شما جواب بدم.

در نهایت  دوستتون دارم . میدونم که کار من هم پر نقص و ایراده ولی تو رو خدا  اگه زانوتون درد می کنه شلوار گشاد بپوشید و اگه انگشت پاتون درد می کنه کفش بند دار نپوشید!! از صبر شما در تمام این مدتی که با من بودید سپاسگزارم و  از اینکه اینقدر تو اون شرایط بد خودتونو کنترل کردید ممنونم

سال نو به شما مبارک باشه ، سالم ، دل خوش و سرخوش و پرتوان باشید. 





نوع مطلب : دل نوشته، پاسخ سوالات رایج ، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 اسفند 1392

 

بهار نزدیک است و بوی آن می آید. باز هم حال هوای شادی از دل برامده ؛ بوی  برگ هایی که دارند زور می زنند تا جوانه کنند. صدای شکوفه هایی که دارند چوب را میشکافن تا به تو بخندند. نمی شود به روی خودت نیاوری. نمی شود. بلبلی هر روز صبح پشت پنجره  اتاقم می خواند. انگار به خورشید خوش آمد می گوید. منتظرم برای طعم گس چاقاله بادم ؛ به نظر من خاص ترین مزه میوه ها ؛ گوجه سبزهایی که هنوز هسته اش نرمه  و هر چقدر سعی  کنی توی دهنت می ترکه و طعم تلخ هستشو با لذت حس می کنی!

بوی خونه تکونی ، پرده هایی که شستیشون و بوی تمیزی می دن. فرشی که از قالیشویی برگشته و یا شستیش هنوز خیسی مختصری تو عمقش هست که وقتی می شینی روش خنکت میکنه. حساب کتاب مالی آخر سال همه که معمولا کم میاد و نه زیاد! فکر سفر، گندمی که با دعا و سلام وصلوات و هزار تاارزوی خوب ،مامانت برات می ذاره تا سبز شه و در نیومده روبان قرمزش کنارش چشم میکشه که کی قدش بلند شه و دروش بسته شه. هوای عاشق حالی به حالی که میذاره شیشه هارو که خوب تمیز کردی بباره ورعد و برق بزنه . ماهی های قرمز کنار خیابونا ، تخم مرغ های مصنوعی ؛ بوی سمنو و....

و دلی که حس می کنی داره تازه میشه. داره دوباره جوونه میزنه ، امید به سال اینده و آرزوهای خوبی که برای همه می کنی.

توی خیابون همه تندتر میرن و شادن؛ شده یک جوراب بخرن برای بچه ها چیزی میخرن و عیدی هایی که می خری و یواشکی کادوشون میکنی تا سر سفره هفت سین بدی به اونایی که دوستشون داری. و عشقی که وقتی به همسرت و فرزندت به پدور ومادر و خواهر برادرت نگاه می کنی تو نگاهت موج میزنه.

دستمال های کهنه ای که بعد خونه تکونی دور میریزیشون تا دستمال تازه بذاری جاش ، این ها حال و هوای اسفنده اسفند .حالا تو دوست خوبم می گی اسفند بهتره یا فروردین !!!

 





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 13 اسفند 1392

دقت کردین بعضی آدمها تا باهاشون دردرل می کنی میگن: نه عزیزم تقصیر خودت بوده ، شاید منظور طرف این بوده ، شاید منظور طرف اون بوده خلاصه سعی میکنن متقاعدت کنن کسی که باباتو کشته منظوری نداشته و تو باید دعای خیر بدرقه راهش کنی!! یک طوری حرف می زنن انگار که خودشون از هیچ کسی دلگیر نشدن و خدا رو شکر که قاضی نشدن! والا کلا زندان و دیه واعدام و قصاص معنی نداشت! حالا اینا که خوبه ، دقت کن کافی فلان همسایه یا فامیل دور یک کلمه خلاف میلشون حرف بزنه ! اونوقته که معنی کینه شتری رو بصورت لایو!! (زنده) می فهمی ، ای که طرف نظرشو گفته ها می شه بدترین و بدخواه ترین و بیشعور ترین (ببخشید) موجود دنیا ! واگه تو روش نمی گن به خاطر این نیست که اون تصویری که تظاهرشو می کردن می شکنه و یا اون همه ادعا کجا رفت برای اینه که موجودات خیلی بزگ وبخشنده ای  هستن !!!

خدایا  ما رو حد وسط قرار بده ؛ آدمیزاد دلخور میشه ، کینه میگیره و بعضی ها رو دوست نداره ولی کمک کن واکنش مناسب و منطقی و مناسب هر چیزی رو نشان بدیم و اکثر مواقع ببخشیم و یا حلش کنیم و به علت گذشت و بخشندگی زیاد کینه شتری نگیریم!!!!. اشکال نداره بعضی ها فکر کنن ما بدیم. بهتر از اینه که خودمون از خودمون چیزی بسازیم که ته دل مطمئنیم نیستیم و دیگران هم تظاهر کنن صورتک ما رو باور دارن. خدایا کمک کن نصیحت گر نباشیم! فکر نکنیم منجی بشریتیم ، خودمون باشیم و خوب باشیم . چند تا دوست داشته باشیم ولی واقعا دوست باشن . دوست خیلی باارزشه خیلی . به سلامتی دوستای خوب





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 13 بهمن 1392

یک روز به این روزها برمی گردم و این نوشته ها خوانده خواهد شد شاید دوباره ، شاید نسل های بعد از من باید با کشف رمز مثل کتیبه های باستانی بفهمند اینجا چی نوشته شده ، وقتی نگاه می کنی زندگی با سرعتی سرسام آور در حرکت و پیچش و ما ساعتها در گوشه ای به فکر فررفته و فکر می کنیم که زندگی نیز با ماایستاده و صبر می کند. اما اگر هر لحظه به گذر سریع زمان یعنی به واقعیت جهان واقف بودی و مثل صدای سبقت سریع یک ماشین تو جاده کویری از کنارت توی گوشت سوت می کشید میشد راحت زندگی کنی؟؟ واقعا همیشه ندانستن آسایش به همراه داره!!

یک روز برمی گردیم که زمان و زندگی رفته و ما و خاطره های خوب و بد مانده ایم. دوستان و آنان که دوستشان داشته ایم شاید زودتر از ما رفته اند و ما که فکر میکردیم بی وجودشان زنده نمی مانیم حالا ایستاده ایم ونفس می کشیم. زمان حلال مشکلات است ! فراموش کردن و پذیرفتن خود یک نوع حل شدن مشکل است و چه جادوویی است زمان که گاه می خواهی سریع بگذرد و گویی نمی گذرد اصلا وگاه دوست داری متوقف شودو سریع تر از همیشه می گذرد در هر کدام حکمتی است .

کاش وقتی برمی گشتم زمان گذشته ام پر از عشق بودو اعتماد و کاش بدی ها در گذر زمان پاک می شد و کاش .....

اما این زمان ! باید بیاموزیم در اوج نامهربانی مهربان بودن را و شادی دیگران را دوچندان کردن . کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق

 دیدی بعضی ها که هیچ وقت ازشون زیاد خبری نیست سر بزنگاه وقتی لازمه یکی بپرسه چطوری؟ خوبی؟ و بعد منتظر جوابت باشه پیداشون میشه و به حرفات گوش میدن بدون اینکه قضاوتت کنن و هی بگن من اگه بودم این کارو می کردم ! انگار خوب میفهمن که منظورت این نیست که چیکار باید کرد یک گوش بی ریا می خوای ، خیلی کمن این آدما خیلی !بعد که تو عادی شدی اونا هم ناپدید می شن! به اونا می گن فرشته ،و دیدی بعضی ها فقط همچین موقعی کلی گرفتاری براشون پیش میاد و بعد دوماه که می بیننت باید یک ساعت به عذر بهانه های مزخرفشون گوش کنی و برای از سر بازکردنشون خودتو خفه کنی بعد تازه می فهمی یک کاری هم باهات داشته که اومده و اینقدر فک زده والا عمرا که معذرت خواهی کنه !! به اینا می گن جن فکر کنم!!

خدایا من را برای آنها که ارزشمند هستند فرشته بگردان و برای هیچ کسی جن مگردان ! آمین





نوع مطلب : دل نوشته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 بهمن 1392


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی